
علیرضا مدیر این سایت به رحمت خدا رفت
برای شادی روحش صلوات http://aligholombeh.mihanblog.com/post/1968



بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بروز رسانی :

جابر قره داغی، رئیس مرکز تحقیقات پزشکی قانونی کشور با اشاره به کاهش۳.۶ مرگ موتورسواران نسبت به سال گذشته، گفت: "بیشترین میزان مرگ و میر موتورسواران در نیمه اول سال اتفاق می افتد."
آقای قره باغی دلیل این امر را استفاده نکردن موتور سواران از کلاه ایمنی در فصول گرم سال عنوان کرد.
رئیس مرکز تحقیقات پزشکی قانونی کشور گفت:"آمار نشان می دهد که ۳۳ درصد این افراد سنشان بین ۱۸ تا ۲۴ سال است."
او گفت که مرگ موتور سواران بیشتر در مسیرهای برون شهری اتفاق می افتد تا در مسیرهای درون شهری.
پیش از این عبدالرزاق برزگر، معاون پزشکی و آزمایشگاهی سازمان پزشکی قانونی کشور آمار کشته شدگان جاده های ایران در نیمه اول سالجاری را ۱۲ هزار و ۸۱۲ نفر اعلام کرده بود که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴.۳ درصد افزایش داشته است.
معاون پزشکی و آزمایشگاهی سازمان پزشکی قانونی کشور گفته بود:"بیشترین تعداد کشته های تصادفات در شش ماه اول امسال، در ماه های فروردین و شهریور بوده است."
آقای برزگر "ضربه به سر" را عامل ۵۳.۵ درصد از مرگ ها دانسته بود و گفته بود که "بستن کمربند ایمنی در خودروها و "استفاده از کلاه توسط موتور سیکلت سوارها" می تواند تا حد زیادی از این قبیل مرگ ها جلوگیری کند.
بنابر گزارش پلیس ایران، در ده سال گذشته یعنی از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۸ بیشتر از ۲۶۵ هزار نفر در حوادث رانندگی در جاده های این کشور کشته شده و بیشتر از دو میلیون نفر مصدوم شده اند.
سالانه حدود۸۰۰ هزار تصادف در ایران روی می دهد و این کشور در ردیف اول حوادث مرگبار جاده ای جهان قرار دارد.
برآورد خسارات تصادفات در جاده های ایران چندان آسان نیست اما برخی میزان آن را سالانه بیش از پنج هزار میلیارد تومان (بیش از ۵ میلیارد دلار) برآورد می کنند.
طبقه بندی: واقعیت های پنهان، بوق و کرنا، چرا آخه؟،
عصرایران ؛ حمیدرضا طهماسبی پور -
همین ماه پیش با یکی از کارشناسان هوایی گفت و گویی خودمانی در خصوص
وضعیت هوانوردی درایران داشتم و طی این گفت و گوی مفصل که با مرور کم و کیف
ناوگان هوایی ایران همراه بود وی به من هشدار می داد که شروع سقوط
هواپیماهای بوئینگ در ایران نزدیک است و در این بین وی تاکید ویژه ای داشت
که برای هشدار دادن به این خطر بیشتر از این جهت بنویسم و به مردم این
هشدار را بدهیم که سوار بر هر هواپیمایی نشوند چرا که بسیاری از هواپیما ها
با عمر بالای خود ایمنی ذاتی خود را از دست داده اند.
آن روز به
این کارشناس محترم گفتم که دلایل ایشان مستند است و بسیاری از گفته ها و
هشدارهایش را قبول دارم اما متاسفانه مسئولان مربوطه گوش شنوای لازم را
ندارند و در صورت نوشتن چنین مطلبی به هزار گناه ناکرده متهم خواهیم شد که
از جایی و کسی خط و ربط می گیریم!
هنوز که هنوز است فراموش نکرده ام
که چند سال قبل به دلیل نوشتن چند خط گزارش در خصوص تاخیر پروازهای
هواپیمایی هما که اظهر من الشمس بوده و هست، از سوی مدیر روابط عمومی فعلی
این شرکت متهم به توهین به پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران شدم و درخواست
اخراجم را با امضای ایشان روی میز مدیر رسانه ام دیدم!
3 سال پیش
برای نوشتن یک گزارش عینی که از حقایق ایران ایر بود، سیل نامهربانی های
مدیران ایران ایر را در قالب جوابیه ای سراسر توهین دیدم و تنها کاری که
توانستم انجام دهم این بود که قضاوت را به خداوندی بسپارم که به قلم قسم
می خورد.
به هر سو، این داستان را برای کارشناس محترم تشریح کردم که
تحمل نقد پذیری و گوش شنوا وجود ندارد و گفتن از چیزی که اثباتش عینی نیست
حاصلی جز بهانه سازی های کسانی که سراسر مشکل اند چیزی نیست و نمیتوان بر
مخفی کاری های ایشان دلیل عینی آورد.
زیرا تا سخن از ایمن نبودن
پروازها به میان می آوری و در عین حال از سوانح پر تعداد در هوانوردی ایران
یاد می کنی، سریع می گویند هواپیما بدون ایمنی امکان پرواز ندارد!
می گویند تا 100درصد ایمنی فراهم نباشد پروازی پرواز نخواهد کرد و هزاران توجیه، امثالهم.
اما
نمی دانم چرا کسی پاسخ نمی دهد که چرا این حجم از سوانح هوایی در ایران به
ثبت رسیده و در شرایطی که تحریم بخش هوایی ادامه دارد هیچ مرجع بالا دستی
برای حمایت از حق ایران که در پیمان شیکاگو بر آن صحه گذارده شده بر نمی
آید.
آیا این ضعف ما نیست که نمی توانیم از پیمانی دفاع کنیم که می
گوید هیچ کشوری حق تحریم بخش هوایی مسافری را ندارد؟آیا ضعف ما بهانه ای
برای ادامه سوانح هوایی است که جان مردم را میگیرد و خانواده های ایرانی را
داغدار می کند؟
727 هایی که محکوم به سقوط هستند
فارغ از این بحث ها، این کارشناس بخش هوانوردی درست یک ماه پیش و قبل از سانحه بوئینگ ارومیه، می گفت هواپیماهای 727 هما و ام دی های تازه وارد به بخش هوایی ایران بزودی دچار سوانح سریالی خواهند شد.
با تاسف کامل باید گفت که پیش بینی اول وی صحت یافته و باید دلیل مدعایش را که همان فرسودگی این هواپیما هاست را بیشتر مد نطر قرار دهیم.
وی در خصوص هواپیماهای بوئینگ ام دی که عمدتا اجاره از شرکت هایی هستند که ساعت پروازی هواپیما ها رو تا سر حد ممکن پر کرده اند هم معتقد است: جایگزین کردن توپولوف ها با هواپیماهای فرسوده تر از نوع بویینگ ام دی یک خطای بزرگ استراتژیک است که به دلیل موضوعات روانی پس از سوانح سال 88 اتفاق افتاده است.
تاکید ویژه این کارشناس خبره هوایی که نمی خواست نامی از ایشون برده بشه بر هواپیمایی هما هم بود که با هواپیماهای فرسوده 727 سردمدار استفاده از هواپیماهای تاریخی است.
اما دریغ و افسوس که اگر این مطلب پیش از این سانحه نوشته می شد به سیاق گذشته تنها جوابیه هایی مظلوم نمایانه ارائه می شد که خبرنگار مربوطه فلان است و مدیران ارشد هما در اوج اقتدار و صلابت زیر تیغ جفا!
اما امروز روز سیاهی است و همراه با این گلایه ها باز هشدار هایی در نهان این گزارش سر می دهیم که مدیران دلسوز؛اگر قلبتان برای مردم می تپد ، به فکر هواپیماهایی باشید که 3 فروند دیگر آن نیز با شکل و سیاق هواپیمای سقوط کرده در هما حضور دارند.
هم اکنون 3 فروند بوئینگ سال 1976 و 1975 در هما هستند که یک فروندش فعال و دیگری نیز برای چندمین بار اورهال (تعمیر اساسی) شده است .با آنها چه میکنید؟آیا قرار است چندی دیگر هم خبری مشابه بشنویم تا باور کنید ما هم دلسوز مردم و برند پر افتخار هما (در گذشته) هستیم؟
چرا برای مردم نمی گویید که همین بوئینگ 727 که 73 خانواده ایرانی را روز شنبه در ارومیه داغدار کرد،حدود 4 هته پیش برای ششمین بار اورهال شده بود اما با وجود رفت و آمدهای مکررش برای تعمیر از رده خارج نشد تا سقوط کند.
چرا به اشتباهتان اقرار نمی کنید و نمی گویید ، این هواپیما و هواپیماهای مشابه این تابوت مرگ، با همان استدلال پر نکته تان به پرواز می رفت. آیا هنوز هم می خواهید بگویید: هواپیما بعد از تعمیر اساسی مانند هواپیمای نو می شود و ایمنی لازم را داراست!
نمیدانم چرا مدیران محترم از این نمی گویید که در کجای دنیا بیش از 3 بار هواپیمایی را اورهال می کنند و با وجود کمبود قطعه و بازرسی موردی نام اورهال بر این کار می نهند!
پیشتازی منفی ایران ایر با 6 سانحه و 495 کشته
مگر هواپیمایی ملی ایران یا همان هما را با آن برند سابقا معتبر ساده هما شده بود که اینگونه ساده از هستی ساقطش می کنید و کاری می کنید که برایش فکاهی های پیامکی بسازند. شاید فراموش کرده اید که عنوان شرکت نخست در انجام دور ترین پرواز بدون توقف متعلق به هماست.شاید هم نمیدانید در سالهای پایانی دهه هفتاد میلادی، این شرکتی که شما از آن خوب دفاع نمی کنید، به عنوان رو به رشدترین شرکت هواپیمایی جهان شناخته میشد.
پس برایتان تاریخ بگویم که هما یکی از ایمنترین، مدرنترین، و پردرآمدترین شرکتهای هواپیمایی در این سالها به شمار میرفت و این شرکت در سال ۱۹۷۶ پس از شرکت استرالیایی کوانتاس ایمنترین شرکت هوایی جهان لقب گرفت و جالب است بدانید که تا پیش از انقلاب اسلامی تنها حادثه هما مربوط به سقوط یک فروند داگلاس دی سی ۳ این شرکت در سال ۱۹۵۲ بود که تاثیری در اعتبار آن نداشت .
شاید هم اینجا بخواهید بگویید که این شرکت پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران ، روند دیگری را پیموده و باز هم نسخه تحریم را بیرون بکشید و بگویید مشکل داشته ایم!
چرا از سه دهه ای نمی گویید که به تنهایی 6 سانحه داده اید و در 4 سانحه جان 495 انسان را از دست دادید .
فراموش نکرده ایم که 290 کشته از این لیست سیاه ، مربوط به حادثه حمله بیرحمانه نظامی آمریکا به ایرباس این ایرلاین درخلیج فارس بوده است اما 3 سانحه دیگر که با 205 کشته و توسط 3 فروند هواپیمای بوئینگ 727 مدلهای 1974 تا 1976 این شرکت رخ داده است را با چه بهانه ای رفع رجوع میکنید؟
چرا نمی گویید در این سالها شرکت های دیگری هم بوده اند که با اقتدار کار کرده اند و هواپیما به ایران آورده اند و جان مسافرانشان را هم حفظ کرده اند!چرا از ضعف های اداری خود نمیگویید که با انبوهی از پرسنل کارایی لازم را ندارید.درد آور است که از نزول عملکرد برندی ملی می گوییم اما شنیده نمی شویم.
به هر سو این نقد را گفتیم اما باز هم حسن توان مهندسان و تکنسین های ایرانی را باید به خاطر بیاوریم که با وجود مشکلات بشیارشان توانستند هما را در 2 سانحه هم بدون کشته مسافری پیش ببرند که هواپیماهای فوکر 100 وایرباس 300 در آن ها نقش بازی می کرده اند؛
اما فراموش نکنیم
که در حادثه برخورد هواپیمای سی 130 به ایرباس 300 در فرودگاه مهر آباد 4 نفر از
پرسنل فنی این شرکت در سانحه فوت شده ند اما در آمار کشته ها نیستند؛ بی انصافی نشود چرا
که سوانح ایرباس در این شرکت از شمول اختیار این ایرلاین قدیمی خارج بوده و عوامل خارج از شرکت مقصر بوده اند.
4 سانحه ایران ایرتور و 281 کشته
اما نکته عجیب در خصوص سوانح هما در این سالها، ایجاد شرکت ایران ایرتور در سال ۱۹۹۲ است که به عنوان زیر مجموعه ای است که در هنگام سوانح این شرکت، جدا فرض می شود و در هنگام ارائه آمار های ناوگان ورشد پروازها جزئی از این شرکت.
ایرتور که با
استفاده از چند فروند هواپیمای توپولف ۱۵۴ اجاره ای از جمهوریهای تازه استقلال یافته شوروی راه
اندازی شد به طور کامل از شبکه فروش و خدمات فرودگاهی هما استفاده میکند اما با
همین عمر کم خود 3 سانحه منجر به مرگ با هواپیماهای توپولوف 154 داشته که آمار 281
کشته را ثبت نموده است.در کنار این آمار هم ایرتور یک سانحه دیگر با توپولوف داشته
است که خوشبختانه بدون کشته بوده است.
153 کشته کاسپین و رتبه چهارمی آسمان
بعد از دو شرکت ایران ایر و ایران ایرتور که از یک خانواده نیز محسوب می شوند هواپیمایی کاسپین با یک پرواز مرگ که در نزدیکی های قزوین هواپیما منفجر شد با 153 کشته در رتبه سوم ایرلاین های پر خطر ایران قرار دارد و بعد از این شرکت هواپیمایی آسمان با 136 کشته در دو سانحه قرار دارد.
هواپیمایی کاسپین با هواپیمای
توپولوف 154 و آسمان با دو هواپیمای فوکر 28 و بویئنگ 737 در این سوانح پرواز
داشته اند تا باز هم ردی از بویینگ و فوکر دیده شود .
43 کشته کیش ایر و رتبه 5 ایرلاین های خطرناک
پس از این 4 شرکت که ذکر آن ها رفت شرکت کیش ایر با سقوط هواپیمایی فوکر 50 که 43 کشته داشته است رتبه پنجم خطرناک ترین ایرالاین های ایران و پس از آن هواپیمایی منحل شده فراز قشم با 30 کشته توسط هواپیمای یاک 40 قرا دارند.
در رتبه های بعدی هم شرکت هواپیمایی آریا با 16 کشته توسط هواپیمای ایلوشن 62 شرکت هسا با 5 کشته در هواپیمایی ایران 140 و ساها با 3 کشته در بوئینگ 707 قرار دارند.
اما در این بخش ذکر یک نکته
نیز ضروری است که هواپیمای ایران 140 هنوز به خطوط هوای ایران وارد نشده و شرکت
سازنده ایرانی آن یعنی هسا اولین نمونه را که برای تحویل به ایران ایر تور دز نظر
داشت با سانحه مرگ 5 نفر روبرو دید!
سوانحی که به خیر گذشت
آنچه در بالا ذکر آن رفت سوانحی بود که در آن کشته داشته ایم اما بوده اند ایرلاین هایی نیز که سانحه داده اند اما به لطف تبحر تیم پروازی تنها مجروح داده اند و به خیر گذشته است!
در این لیست هم هواپیمایی ایران ایر(هما )با توجه به تعداد بیشتر پرواز هایش با 4 سانحه توسط هواپیماهای فوکر 100 ،بوئینگ 747، ایرباس 300 رتبه اول و آسمان با دو سانحه توسط فوکر های 100 و فوکر 28 رتبه داران هستند .
بعد از این شرکت ها نیز ایران ایرتور ،کیش ایر ،ماهان و تابان با یک سانحه توسط توپولوف های 154 روسی و ایرباس 310 حضور دارند .طبقه بندی: واقعیت های پنهان، بوق و کرنا، چرا آخه؟،
همیشه گفته می شود که باید از تاریخ آموخت و بسان آیینه عبرتی در آن نگریست.
این امر در آموزه های دینی نیز وارد شده است و مثال بارز آن آیه "سیروا فی الارض" می باشد. حال با نگاهی به تجربه کشورهای دیگر به برخوردها واقدامات آنها به هنگام بروز سوانح هایی نگاهی می اندازیم.
وزیر دفاع اوکراین بعد از سقوط هواپیمای روسی در سال 2001، خواستار استعفا از مقام خود شد. در این سانحه هوایی، هواپیما به درون دریای سیاه سقوط کرد و 87 نفر از سرنشینان آن جان باختند.
وزیر دفاع اسلواکی نیز در سال 2006 به دلیل کشته شدن 42 نفر از نظامیان در یک هواپیمای نظامی از مقام خود استعفا می دهد.
در سال 2007 نیز در پی سقوط مجدد هواپیما در برزیل یکی از مسئولان خطوط هوایی از کار بر کنار می شود. در این سانحه هوایی 198 نفر جان خود را ازدست دادند.
وزیر دفاع برزیل پس از کشته شدن 187 نفر در سال 2008 از مقام خود خلع شد. او که خود بر صنعت هواپیمایی کشور سالها تکیه زده بود ؛در پی سقوط های پی در پی در مظان اتهام قرار داشت تا اینکه پس از این حادثه هوایی، رییس جمهور لولا در پی اخراج او بر می آید.
در 22 می 2010 نیز، هنگامی که 160 تن از مسافران در هواپیمای هندی جان خود را از دست دادند، وزیر خطوط حمل و نقل هند استعفا از مقام خود را اعلام کرد. این هواپیما که از دوبی به سمت هند در حرکت بود در 200 مایلی بنگالور سقوط می کند و 160 تن از مسافران آن جان خود را از دست می دهند. بعد از این رویداد فرماندار این ایالت در محل حادثه حضور یافته و به ابراز همدردی با بازماندگان و خویشاوندان این سانحه هواپیمایی می پردازد.
اینها تنها مشت هایی از خروار حوادث هوایی صورت گرفته در جهان می باشند( آمارهایی که صرفا به عکس العمل این کشورها در یک دهه اخیر می پردازند). بنا بر اساس اداره ثبت سانحه های هوایی در ژنو، از سال 2000 به این سو تعداد سوانح هوایی در اطراف و اکناف دنیا رو به کاهش بوده است و از 190 سانحه در سال 2000 به 128 سانحه در سال 2010 کاهش یافته است. این در حالی است که در چند سال اخیر حوادث متعدد هوایی در ایران به سکه رایج تبدیل شده است و سالانه چندین سانحه هوایی در کشور رخ می دهد.
البته بخشی از این موضوع به فرسوده بودن ناوگان حمل و نقل هوایی کشور مربوط می شود. اما مسئولان ذی ربط می توانستند حداقل در رسانه های عمومی به عذر خواهی از مردم بپردازند و به ابراز هم دردی با مردم بپردازند و در رفع این مشکل تلاش کنند. متاسفانه در چند سال اخیر مسئولان به جای حل مساله به پاک کردن صورت مساله پرداخته اند. مسولان مربوطه به هنگام بروز حوادث اعلام می دارند که این پدیده ای است که در کشورهای دیگر هم رخ می دهد. اما باید از آنها پرسید که در حالی که سهم ایران از حمل ونقل هوایی در سطح جهان کمتر از 5% می باشد، آیا بروز این میزان سوانح هوایی در ایران منطقی ایجاب می نماید؟ و آیا باز هم تنها با این درصد از سهیم بودن در حمل ونقل هوایی، داشتن 23% از تلافات سوانح هوایی در هفت سال اخیر منطقی می نماید؟؟؟
حال در این شرایط وانفسا خوب است که مسئولان نگاهی دوباره به برخوردهای خود در چند سال اخیر در مورد این مسئله بپردازند. شاید این بار بخت یار باشد و وجدان خواب آلوده آنها از خواب غفلت بیدار شود. یا اگر این طور هم نشد می توانیم با رجوع به تاریخ و عبرت گرفتن از آن نسبت به حل مشکل اقدام کنیم.
فارس: رئیس انجمن مددكاری ایران گفت: آمار اعلامشده از سوی مسئولان از تعداد معتادان كشور 7 سال است كه 2 میلیون نفر اعلام میشود و به نظر میرسد این آمار واقعی نیست.
مصطفی اقلیما با اشاره به روند پیشرفت اعتیاد كه هم نوع آن و هم مصرفكنندگان آن افزایش یافته است اظهار داشت: اگر اوضاع با شرایط فعلی پیش رود و برای آینده برنامهریزی نكنیم در آینده به افرادی برمیخوریم كه غیرفعالند و توانایی تصمیمگیری و برنامهریزی ندارند و بودجه كشور برای آنها خرج میشود.
وی افزود: در آینده با روند كنونی با افراد مریض مواجه خواهیم شد كه در نهایت جامعهمان هم مریض میشود. به عنوان مثال رشد طلاق در حال حاضر 16 درصد افزایش داشته است و ما میدانیم كه طلاق چقدر در ابتلای كودكان و زنان به اعتیاد تأثیرگذار است.
اقلیما با بیان اینكه در حال حاضر 7 سالی میشود كه آمار معتادان 2 میلیون نفر اعلام میشود تصریح كرد: استاندارد جهانی میگوید هر چه جرم در كشور به صورت ظاهری و مشخص محاسبه شود به همان میزان در زیر جامعه مخفی است یعنی اگر آمار 2 میلیون نفر معتاد را قبول كنیم به نوعی 4 میلیون نفر معتاد در كشور داریم كه نیمی از آنان شناسایی نشدهاند.
وی اضافه كرد: اگر هر خانواده معتاد 4 نفر باشند به نوعی 16 میلیون نفر در كشور با پدیده اعتیاد درگیر هستند و میتوان حدس زد كه بین 6 تا 8 میلیون كودك حاصل از خانواده اعتیاد در كشور وجود دارد.
اقلیما خاطر نشان كرد: بودجههای زیادی بابت معضل اعتیاد در كشور خرج میشود. اما متأسفانه به دلیل اینكه پدیده اعتیاد به درستی ریشهیابی نشده است و زیر ساختهای حل آن وجود ندارد مشكل حل نشده است.
طبقه بندی: واقعیت های پنهان، خبر های جیغ، چرا آخه؟،

به گزارش ایكوپرس، مهندس علی شیخ زاده معاون تولید خودرو سواری گروه صنعتی ایران خودرو با بیان اینكه برای نخستین بار در صنعت خودرو سازی كشور خانواده سمند در رده كیفی A قرار گرفته است، گفت: با توجه به برنامه گروه صنعتی ایران خودرو كه امسال را سال جهش كیفی خوانده بود ، یكی از مهمترین اهداف كیفی امسال كه افزایش جهش كیفیت خودروی ملی و ارتقاء سطح كیفی آن به گرید خیلی خوب ((A)) اعلام شده بود محقق گردید.
وی ادامه داد: برنامه ریزی های مدونی در زمینه افزایش كیفیت محصولات ایران خودرو انجام شد كه یكی از مهمترین آنها ارتقای كیفیت خودروی ملی بود.
معاون مدیرعامل ایران خودرو در تولید خودرو سواری تصریح كرد: پیش از این خودروهای پژو 206، گرند ویتارا و تندر 90 در این رده كیفی قرار داشت.
شیخ زاده خاطرنشان ساخت: اكثر خودروهایی كه در رده كیفی گریدA قرار دارند جزو خودروهای وارداتی، مونتاژی و یا عرضه محدود هستند ولی خوشبختانه اكثر محصولات ایران خودرو و به ویژه خودروی سمند نیز به این رده افزوده شد.
وی از پیاده سازی بیش از 30 زیر پروژه در عرض كمتر از یك سال برای ارتقای كیفیت خانواده سمند خبر داد و افزود: با توجه به افزایش تولید خانواده سمند توانستیم كیفیت این محصول را به نقطه خیلی خوب برسانیم.
معاون مدیر عامل ایران خودرو در تولید خودرو سواری افزود: در سال آینده بیش از 80 درصد تولیدات ایران خودرو در رده كیفی گریدA قرار می گیرند.
وی گفت: در سال آینده پژو 405 SLX نیز به جرگه رده بندی گرید A می پیوندد.
شیخ زاده با تاكید بر اینكه با توجه به هدفمند سازی یارانه ها، ایران خودرو به سمت تولید خودروهای كم مصرف می رود خاطرنشان ساخت: اكثر خودروهای سواری تولید شده در گروه صنعتی ایران خودرو با موتورهای كم مصرف خانواده TU و EF7 روانه بازار خواهد گردید.
وی تصریح كرد: محصولات جدیدی هم كه در سال آینده وارد بازار می شوند از ابتدای تولید انبوه با سطح رده كیفی گریدA به بازار عرضه خواهند شد.
معاون مدیرعامل ایران خودرو در تولید خودرو سواری ادامه داد: شركت بازرسی و استاندارد ایران شاخص های سخت گیرانه ای برای گرید بندی خودروها دارد كه خوشبختانه خودروی ملی ایران از این ارزیابی ها سربلند بیرون آمد.
طبقه بندی: خبر ،
البته عده ای بر این رویکرد خرده می گیرند و جالب اینجاست که همین منتقدان ، هنگامی که نوبت به پزهای روشنفکرانه و انسان دوستانه می رسد ، از حقوق بشر و این که "بنی آدم اعضای یکدیگرند" دم می زنند.
ذکر واقعیت ها به ویژه هنگامی که ظلمی بر انسان ها می رود ، وظیفه هر رسانه ای است و خرده ای بر آن وارد نیست ؛ اما نکته اینجاست که از رسانه ملی انتظار می رود واقعیت های درون کشور را نیز بدان گونه که هست انعکاس دهد و به معنای واقعی کلمه زبان گویای ملت باشد.
به عنوان مثال ، چند روز پیش ، بخش های مختلف خبری صدا و سیما ، بارها این خبر را منتشر کردند که یک زن فلسطینی بر اثر استنشاق گازهای اشک آور نظامیان صهیونیست به شهادت رسید.
این خبر ، از آنجا که نشانی از مظلومیت مردم فلسطین داشت و واجد جنبه های انسانی هم بود ، حتماً هم باید پخش می شد به ویژه در شرایطی که بسیاری از رسانه های خارجی سعی در لاپوشانی وقایع فلسطین دارند.

اما این موضوع را بگذارید در کنار سکوت صدا و سیما در قبال اخبار مربوط به مرگ هزاران ایرانی در اثر استنشاق هوای آلوده ؛ در طول سال گذشته 4000 ایرانی به دلیل استنشاق گازهای سمی موجود در هوای آلوده تهران و کلان شهرها جان خود را از دست داده اند اما صدا و سیما ترجیح داده است از کنار این کشتار جمعی با بی اعتنایی بگذرد: نه سراغی از مسوولان خودروسازی گرفت و آنها را به طور جدی و پیگیر به سلابه نقد کشید که چرا استانداردهای آلایندگی تان دچار چنین افتضاحی است؟ نه دوربین هایش را به پتروشیمی ها برد و میکروفن هایش را جلوی کارشناسان گرفت تا ببیند نقش بنزین در این میان چه بوده، نه گزارشی از پالایشگاه تهران تهیه کرد که می گویند به تنهایی مقصر 6 درصد آلودگی هوای تهران است ، نه از رنج های آبادانی ها گفت که وسط شهرشان پالایشگاهی است که هوایشان را می آلاید و نه هیچ کار مفید و تاثیرگذار دیگری!
اگر یک زن فلسطینی بر اثر استنشاق گاز اشک آور صهیونیست ها حتما خبر مهمی است و باید هم منتشر و پررنگ شود، مرگ 4000 هموطن هم حتما موضوع مهم و دردناکی است ولی رسانه ملی به آن توجهی ندارد و چهار دانگ حواسش بیرون مرزهاست.
صدا و سیما هم اکنون با ده ها شبکه رادیویی و تلویزیونی و میلیون ها بیننده، فراگیرترین رسانه داخلی به شمار می رود و می تواند به مدد توان رسانه ای خود، بسیاری از مشکلات را به چالش بکشد و به عنوان کاتالیزوری جهت تسریع حل آنها عمل نماید.
صدا و سیمایی که برای حاشیه های فوتبال لیگ برتر ، ساعت ها برنامه و دوربین خبرساز و گفت و گوی زنده و ... دارد، چرا باید در قبال مسایل اصلی کشور و رنج های مهم مردم این چنین ساکت و بی اثر و بی بخار باشد؟
صدا و سیما، رسانه ملی نخواهد بود، مادام که بازتاب دهنده صدای همه مردم و رنج ها و شادی های همه نباشد. رسانه ملی یعنی رسانه ای که همه ما بتوانیم خود را در آن ببینیم و صدای خود را از آن بشنویم.
طبقه بندی: واقعیت های پنهان، خبر های جیغ، بوق و کرنا، چرا آخه؟،


متاسفانه اسم پاسارگاد را بر روی شهرکی به نام سعادت شهر گذاشته اند ایا گوش را با دهان عوض می توان کرد واقعا جای بسی تاسف دارد
طبقه بندی: چرا آخه؟،

هر بیننده ایی می تواند برود ببیند که چقدر افتضاح ساخته شده یا بد کار شده مخصوصا قطه های 6 و 7 شیراز
حالا خود قضاوت کنید
طبقه بندی: واقعیت های پنهان،
به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری کار ایران (ایلنا) ، غلامحسین الهام صبح امروز در همایشی با عنوان «دهه بصیرت» که در محل سالن همایش های دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم برگزار شد، افزود: در صورتی که حوادث پس از انتخابات سال گذشته به فراموشی سپرده و تحلیل نشود، هز زمان احتمال احیای این جریانات وجود خواهد داشت.
وی با بیان این که چند نفر را به عنوان سران فتنه می شناسیم، گفت: آن ها در زندگی غیر عادی خودشان هستند و انزوای آن ها بزرگترین تنبیه برای آن هاست؛ البته اگر تا کنون آن ها با وجود چنین شرایطی هم توبه نکردند، به دلیل عدم تنبیه آن ها بوده که تا کنون تحقق نیافته است، چرا که شرط توبه تنبیه است.
عضو سابق شورای نگهبان افزود: اگر این افراد در انتخابات ریاست جمهوری رأی اکثریت را می آوردند، منتظر تنفیذ رهبری نمی ماندند؛ از همان ابتدا کودتایشان را آغاز کرده و مراکز اداری را به تصرف در می آوردند، چرا که ما می دانیم این ها هدفشان براندازی بود و با فاصله رأی که به وجود آمد، نتوانستند اقدامات خود را عملی کنند.
وی با اشاره به زندانیان سیاسی که از زندان آزاد شده اند، گفت: برخی که از زندان آزاد شدند، در فرصت آزادی شان، فکر کرده و مسائلی را طراحی کردند، چرا که نمی توان فکر و اندیشه را از افراد گرفت.
الهام اظهار داشت: خدا کند که ما اشتباه کنیم، اما برگشت را در این ها نمی بینیم.
وی با اشاره به نقش تکیه گاه در حوادث سال گذشته گفت: به دلایلی که روشن است یک عده تکیه گاه اصلی بودند و البته جریانات پنهانی نیز هستند که در داخل و خارج افرادی را آماده کرده و فتنه درست می کنند.
مشاور حقوقی رییس جمهوری گفت: احساس این است که عده ای به دنبال بازسازی و احیاء وضعیت فتنه گران و اهداف آنان هستند و به دلیل این که شاید شیوه کاری که داشتند، سوخته باشد، از سبک و موضوع جدید استفاده و آدم جدید پیدا میکنند.
وی در توضیح بیشتر مطلب فوق گفت: برای مثال این نیست که دوباره موسوی همانند کروبی ده بار دیگر کاندیدا شود، چرا که نفاق باید آن قدر تدبیر داشته باشد تا آدم جدید بسازد.
الهام گفت: باید آینده را دید و از یک سوراخ دوبار گزیده نشد، چرا که ممکن است این افرادی از درون همین مجموعه روی کار بیایند که رهبری نسبت به آن ها نگران باشد، چرا که این امر در نظام ما که مبتنی بر رأی مردم است امکان دارد.
وی با بیان این که تکیه گاه فتنه چیزی است که فتنه روی آن مسئله به ظاهر حق ، مانور می دهد، گفت: تکیه گاه ها بسیار مهم هستند و این تکیه گاه ها، گاهی اشخاص و گاهی موضوعات اند که البته در این مورد باید گفت که جایگاه افراد بسیار مهمتر از موضوعات است.
وزیر سابق دولت نهم، گفت: از ابتدای انقلاب تا کنون دشمن روی بسیاری از اشخاص تکیه کرده که از آن جمله می توان به آیت الله طالقانی(ره) در بحث ایجاد دو رهبری، بنی صدر، آقای منتظری، خاتمی در حوادث18تیر 78، و هاشمی در فتنه اخیر اشاره کرد.
وی با اشاره به سخنان سید محمد خاتمی، پس از حوادث 18تیر 78، تصریح کرد: ریشه فتنه78 ، خاتمی و دولت او بود و حتی زمانی که همه چیز برملا شد و گند کار در آمد، باز هم او حاضر نشد اشتباه را قبول کند و در یك سخنرانی در همدان اشتباه را به گردن آیت الله مصباح یزدی انداخت و گفت آنهایی مقصرند که خشونت را تئوریزه کردند و این همانند جریان کشته شدن عماریاسر بود که پس از آن که مشخص شد سپاه معاویه ایشان را کشته است، معاویه گفت که عمار را علی کشته است چرا که علی(ع) او را به میدان آورده است.
الهام با تأکید بر این که آیت الله هاشمی رفسنجانی در حوادث پس از انتخابات سال گذشته نقشی اساسی داشت، گفت: اگر نامه هاشمی چند روز قبل از انتخابات خطاب به رهبری مبنی بر این که احمدی نژاد را کنار بگذار نبود، وضعیت به گونه دیگری رقم می خورد؛ اگر ایشان تصریح نمی کردند که آتش زیرخاکستر بروز خواهد کرد و خیابان ها اشغال خواهد شد، این حوادث به وجود نمی آمد؛ در آن نامه هاشمی خبر از طرحی می دهد که می خواهد رهبر انقلاب را تهدید کند.
وی افزود: رئیس جمهور را که رهبری انتخاب نمی کند، بلکه مردم ا نتخاب می کند، اما در آن نامه به رهبری فشار می آورد که احمدی نژاد را حذف کن.
مشاور حقوقی رئیس جمهور با بیان این که عمده تحلیلی که در ذهن خواص پیش آمده این است که هاشمی نقشی اساسی و محوری را در فتنه ایفا کرده است، خاطرنشان كرد : برای آقای هاشمی فقط سکوت نبود، بلکه آن پیامی که زنش اعلام می کند که اگر رأی نیاوردید بریزید خیابان، یا آن جایی که دخترش می گوید با وجود خاتمی و پدر من رهبری ،رهبری نمی کرد، همه نشان از نقش هاشمی در فتنه دارد.
وی تأکید کرد: نقش هاشمی در فتنه88 و تشکیک در آرای مردم، نقش تکیه گاه بود که این تکیه گاهی بالاتر از تکیه گاه بود و الا خاتمی، موسوی و کروبی ظرفیت این کار را نداشتند؛ نقطه کلیدی همین جا یعنی نقش هاشمی است.
عضو سابق شورای نگهبان گفت: البته فراموش نکنیم که این ها برای انتخابات سال آینده برنامه دارند.
وی با اشاره مجدد به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته گفت: فتنه گرها شهر قم را هدف گرفته بودند و از خود آن آقا یعنی هاشمی خط می گرفتند که بروید سراغ مراجع قم و از این طریق پروژه ارتباط با مراجع را هدف گرفتند.
الهام با بیان این که هدف از ارتباط با قم، پیش گرفتن راه های تحقق انقلاب اسلامی بود، گفت: قبل از انقلاب هم زندانیان سیاسی با مراجع تقلید دیدار می کردند اما آن ها فکر می کردند که می توانند با دیدار با مراجع، آن ها در این بازی فعالیت خواهند کرد.
وی گفت: این ها می خواستند نمونه مشروطه را ایجاد کنند اما به فضل خدا این اتفاق رخ نداد و قم خود را در مبارزه با فتنه زیر پرچم مراجع، پیشگام نشان داد.
مشاور حقوقی رییس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود، گفت: مهم این نیست که بگوییم کسی را حذف می کنیم، بلکه باید با تحلیل درست در سخنان و عملکرد اشخاص، کسی را که موضع گیری های مشکوک دارد، یقه اش را گرفت و از او خواست که شفاف باشد.
الهام با بیان این که ممکن است یک کاندیدای ریاست جمهوری بگوید که به دلیل ایجاد وحدت باید موضع گیری های خاصی را کرد، گفت: باید چهار چوب هایی داشت و در جایی که تقیه ضرورتی ندارد از آن پرهیز کرد؛ موضع گیری صریح در مقابل فتنه سال گذشته موجب روشن شدن مردم خواهد شد و از این رو تقیه ضرورتی ندارد.
وی با تأکید بر این که افراد باید موضع گیری های شفاف داشته باشند. گفت: کسانی که در حوادث سال گذشته تا کنون نه این طرف بوده اند و نه آن طرف، اگر فردا روزی به صحنه آمدند باید به مردم پاسخ دهند، چرا که حوادث سال گذشته خودش شاخص بود و حتی گذشته از آن، عاشورا که خود شاخص است؛ البته ممکن است که بگویند چند منافق فریب خورده این کار ها را کردند، اما مهم این است که چه کسی آن ها را تشویق کرده است.
الهام در ادامه پرداختن به حوادث عاشورای 88 تهران، گفت: من داوری قضایی نمی کنم اما حرف قانون فعلی است که جریانات محارب تا وقتی که مرکزیت آن ها باقی است همه اشخاصی که در ان ها فعالیت می کنند ولو فعالیت غیر مسلحانه همه آن ها محارب هستند.
وی تصریح کرد: منافقین این ظرفیت را نداشته و ندارند که در روز عاشورا کاری کرده باشند، بلکه کسان دیگری این بستر را فراهم ساختند و ما باید ریشه آن ها را بخشکانیم.
وزیر سابق در دولت نهم، گفت: این جریانات در حال بازسازی هستند و از این رو در انتخابات مجلس در سال آینده با فتنه جدیدی رو به رو خواهیم بود.
وی اظهار داشت: نباید ظرفیتی که برای کوبیدن فتنه ایجاد شده است جمع شود، چرا که با بایگانی و فراموش کردن آن ها تجربه ها فراموش شده و فتنه جدید شکل خواهد گرفت.
الهام در پاسخ به سؤال یکی از حاضران مبنی بر این که آیا انتخاب مجدد هاشمی برای ریاست مجلس خبرگان رهبری، صورت خواهد گرفت، تصریح کرد: در مجلس خبرگان خاصة الخواص حضور دارند و جایگاه ریاست آن جایگاه والایی است که در گذشته افرادی چون آیت الله مشگینی(ره) در آن حضور داشت و از این رو خبرگان باید با بصیرت، آن جایگاه والا را حفظ کنند.
وی در پاسخ به سؤال دیگری که آن هم در رابطه با انتخاب مجدد آیت الله هاشمی در جایگاه ریاست مجلس خبرگان بود، گفت: اگر همه سؤالات در این باره را بپرسید ممکن است که اعضای خبرگان جلسه را تعطیل کرده و آن را به تعویق بیاندازند و از این رو اجازه دهید خود خبرگان تصمیم بگیرند.
وی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر این که اگر خاتمی تکیه گاه اصلی فتنه78 بود، چرا شورای نگهبان او را تأیید صلاحیت کرد؟، گفت: بخشی از تصمیمات نظام بر اساس مصالح گرفته می شود.
وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر این که چرا محاکمه فتنه گران صورت نمی گیرد، گفت: در قوه قضاییه مصلحت هایی را می بینند که ما نمی بینیم.
طبقه بندی: آزادی، چرا آخه؟،


طبقه بندی: ورزشی،

یك راهب هندو در حال دود كردن ماری جوانا

بستن روبان به دم یك اسب در جریان یك فستیوال در رومانی

یك ببر سیبریایی در پارك وحش هاربین چین مشغول خوردن یك مرغ زنده روی سقف یك خودرو

شینیون كردن موهای یك مرغابی در روسیه

نگهداری از 130 بچه خفاش نجات داده شده از سیل كویینزلند استرالیا در یك كلینیك ویژه

یك زن از قبیله های جنوب سودان در صف دریافت غذا از یك مركز توزیع غذا وابسته به سازمان ملل

یك كودك هیزم فروش در الله آباد هند

مسابقات رالی داكار در آرژانتین


یك نیروی امنیتی ساحل عاج روی سقف اتومبیلی در آبیجان

شنای دسته جمعی مردان در درون آب سرد در صوفیه بلغارستان

نیروهای امنیتی مبارزه با تروریسم در بغداد مشغول بازرسی از یك كامیون باری

یك سلمانی خیابانی در " گوجران والا " پاكستان

بدون شرح!


طبقه بندی: عکسهای روز،

محرمانه نیوز - سایت نزدیک به مشایی - د رمطلبی با عنوان " نقش مشایی در افزایش علاقه اردنی ها به ایران" نوشت:ایران در حالی به استقبال سال 2011می رود که پرونده ها و موضوعات مختلف در مورد این کشور همچنان باز و مطرح است و تحریم ها و فشارها به ایران افزایش می باید. خودداری هند، ژاپن و امارات از ارائه خدمات بانکی به ایران از این جمله است.
روابط ایران و هند در پیرامون کشمیر به سردی گرائید.
در خصوص جنگ نیز باید گفت منظور از جنگ فقط حمله نظامی نیست بلکه حوادث سالهای اخیر از جمله ناپدید شدن دانشمندان هسته ای و ترور چند نفر از آنهاتوسط عوامل موساد ، تخریب تاسیسات هسته ای ایران توسط ویروس استاکس نت و غیره را نیز می توان از مصادیق جنگ علیه ایران به حساب آورد.
اما آن چیزی که در این بین حائز اهمیت است توجه مردم و رسانه های اردن به اخبار ایران بعد از حضور مشایی در این کشور است؛ حضور مشایی در کشور اردن باعث شده است که رسانه های این کشور بیشتر از گذشته اخبار و مسائل مرتبط با ایران را پوشش خبری داده و پیرامون آن تحلیل و تفسیر کنند شاید این مهم ترین دستاورد سفر مشایی به این کشور بودیعنی تحکیم روابط دو ملل.
طبقه بندی: واقعیت های پنهان، خبر های جیغ،
به گزارش عصرایران به نقل از خبرگزاری ها، بر اساس این اسناد، یاکوف حاداس مدیر بخش خاورمیانه وزارت امور خارجه اسراییل دلیل رابطه کشورهای جنوب خلیج فارس با تل آویو را نگرانی آنها از برنامه هسته ای ایران دانست.
حاداس به مشاور سیاسی سفارت آمریکا در تل آویو گفته است: کشورهای جنوب خلیج فارس معتقدند اسراییل بر آمریکا تاثیرگذار است همچنین آنها احساس می کنند آمریکا به مواضع کشورهای جنوب خلیج فارس گوش نمی دهد لذا تلاش می کنند از طریق اسراییل پیام هایی را در رابطه با ایران به آمریکا برسانند.

وی همچنین با لحنی مسخره آمیز درباره انگیزه این ارتباط می گوید: کشورهای جنوب خلیج فارس معتقدند اسراییل می تواند دست به اقدامات معجزه آمیز بزند.
حاداس درباره رابطه اسرائیل و قطر می گوید: دلیل تغییر سیاست قطر در برابر اسراییل نه تغییر ایدئولوژی دوحه به سمت اردوگاه افراط گرایان بلکه تنها اقدامی برای رقابت با عربستان سعودی است.
این مقام دیپلماتیک اسرائیل با یادآوری اینکه از طرف دولت قطر برای سفر به این کشور و بررسی بازگشایی دفتر بازرگانی اسراییل در دوحه گفت: قطر تنها از طریق اسراییل می تواند کمک های انسان دوستانه خود را برای مردم غزه بفرستد و دیپلمات های خود را به این منطقه برساند زیرا مصر به آنها اجازه عبور از طریق گذرگاه رفح را نمی دهد. ما نیازمند این هستیم که به قطری ها بفهمانیم بدون بازگشایی دفتر بازرگانی اسراییل در دوحه نمی توانند به از سرگیری همکاری و ارتباط با اسراییل امیدوار باشند.
تاکنون وزرای خارجه قطر و اسرائیل چندین بار باهم دیدار کردند. همچنین شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل نیز چندی پیش به دوحه سفر و با امیر قطر دیدار کرد. قطر با وجود اینکه اسرائیل را به رسمیت نشناخته اما گذرنامه های این رژیم را معتبر می داند.
این مقام اسراییلی افزود: مقامات عمان در ارتباطات خود با اسراییل، سازماندهی شده عمل می کنند اما نگرانی آنها نسبت به سایر کشورهای جنوب خلیج فارس از ایران کمتر است.
وی ادامه داد: برنامه هسته ای ایران برای آمریکا و اسراییل نگران کننده است این در حالی است که کشورهای جنوب خلیج فارس به دلایل تاریخی و مذهبی از هسته ای ایران نگرانند.
حاداس اظهار داشت: مقامات عمان درباره افتتاح دفتر بازرگانی اسراییل در مسقط به تعهدات خود عمل نمی کنند. عمان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود به مانند دیگر کشورهای جنوب خلیج فارس معتقد به وجود تهدید ایران نیست.
وی درباره امارات هم گفت: دشمنی امارات هم اکنون نسبت به ایران افزایش یافته اما سوالی که مطرح می شود این است که اماراتی ها تا چه حدی حاضرند در دشمنی با ایران پیشروی کنند. امارات دارای بازرگانی گسترده و روابط مالی بسیاری با ایران است اما معلوم نیست آیا این کشور مادگی دارد که از این روابط به عنوان گزینه ای برای اعمال فشار بر ایران استفاده کند یا خیر.
او ادامه داد: وزیر خارجه امارات با تزیفی لیونی وزیر خارجه وقت اسرائیل روابط خوبی داشت اما ابوظبی مایل نیست آنچه در خفا می گذرد آشکار شود. کشورهای جنوب خلیج فارس معتقدند می توانند در تقابل با ایران به اسرائیل اعتماد کنند.
پیش از این نیز افشای اسناد وزارت خارجه آمریکا توسط ویکی لیکس نشان داد که سران کشورهای عربستان سعودی، قطر، امارات، بحرین و مصر از حلمه نظامی آمریکا علیه ایران حمایت می کنند.
به گزارش عصرایران به نقل از رویترز، "عادل مهدی" مشاور وزیر برق عراق رقم این بدهی را "میلیون ها دلار" اعلام کرد.
وی اضافه کرد: این موضوع باعث می شود عراق نتواند به واردات برق از ایران ادامه بدهد و انرژی لازم را برای مردم عراق تهیه کند.
این در حالی است که عراق هم اکنون نیز با کمبود شدید برق رو به روست و قطعا توقف واردات برق از ایران، بر دامنه مشکلات تامین انرژی این کشور اضافه خواهد کرد.
آمریکا و اتحادیه اروپا پیش از این بر سر برنامه هسته ای ایران، تحریم های مالی - بانکی را علیه تهران وضع کرده بودند. این تحریم ها در چند هفته اخیر باعث شد تا دریافت پول نفت صادراتی ایران به هند نیز با مانع روبه رو شود.
مشاور وزیر برق عراق اضافه کرد: کشورش سالانه 650 مگاوات برق از ایران وارد می کند و قصد دارد آن را در سال جاری میلادی به رقم یک هزار مگاوات برساند.
این در حالی است که بانک های خارجی انتقال حداقل 200 میلیون دلار از عراق به ایران بابت هزینه واردات برق را به دلیل تحریم های آمریکا رد کرده اند و همین موضوع باعث نگرانی مقامات بغداد از احتمال قطع صادرات برق ایران به کشورشان شده است.
رویترز برق صادراتی ایران به عراق را دارای قیمتی ارزان و حیاتی توصیف می کند.
این اتفاقات در حالی رخ می دهد که عراق در چند ماه آینده با افزایش دمای هوا و بالا رفتن میزان نیاز به برق رو به روست.
مهدی به خبرنگاران گفت که نگران است میزان بدهی عراق به ایران برای واردات برق تا تابستان آینده به رقم نیم میلیارد دلار برسد که در این صورت ممکن است ایران قرارداد صادرات برق به عراق را لغو کند.
وی تاکید کرد: در این صورت عراق با مشکل بزرگی رو به رو خواهد شد.
مشاور وزیر برق عراق ادامه داد که مصرف برق کشورش در سال گذشته میلادی به رقم 6500 تا 7 هزار مگاوات رسید و پیش بینی می شود این رقم در تابستان آینده که دمای هوا به بالای 50 درجه می رسد به رقم 14 هزار مگاوات افزایش یابد.
وی ادامه داد: رشد مصرف برق عراق سالانه رقمی بین 8 تا 10 درصد است و در این صورت ما در بهترین حالت توانایی تامین 50 درصد از نیاز به برق را داریم.
گفتنی است کمبود برق در تابستان گذشته منجر به اعتراضاتی در مناطق جنوبی عراق شد که در اثر آن وزیر برق وقت عراق مجبور به استعفا شد و وزیر نفت همزمان سرپرستی وزارت برق را برعهده گرفت.
با وجود گذشت هفت سال از سقوط دولت صدام در عراق به دست نظامیان آمریکایی، همچنان مردم این کشور روزانه فقط چند ساعت برق دارند و کمبود برق شکایت نخست عراقی هاست.
طبقه بندی: واقعیت های پنهان، خبر های جیغ،


به گزارش سرویس فرهنگی هنری «آینده»؛ در هفته ای كه گذشت، در فروشگاه های اینترنتی عرضه اثری طنز تحت عنوان «بمب خنده» به كارگردانی مهران مدیری آغاز شد و این اثر كه در قالب یك حلقه CD، به فروش میرسید بدین شكل بدون مجوز راهی بازار شد و به سرعت نیز سر از سایت های خبری درآورد و به واسطه ادبیاتش، به جدی ترین موضوع هفته اخیر و هفته جاری در سطح افكارعمومی بدل شد و رسانه های داخلی و خارجی فارسی زبان به شكل وسیعی به این اتفاق كه در مخصات چهره مدیری نزد بخشی از افكارعمومی تاثیرات مثبت و منفی داشته، پرداختند.
نخستین موضع گیری و تنها موضع گیری سازندگان این طنز از سوی خشایار الوند صورت پذیرفت كه ساخت این اثر را مربوط به سه الی چهار سال قبل می دانست كه پس از ساخت، از ارائه اش به بازار آثار صوتی و تصویری خانگی پرهیز شده اما متاسفانه الوند چندان با صداقت برخود نكرد، چرا كه حداقل یك آهنگ در آیتم تقلید مسابقات شبكه های ماهواره ای و همچنین تقلید شوی یكی از آهنگ های خوانندگان كه در انتهای فیلم می آید، عمری كمتر از دو سال دارد و طبیعتاً تقلید و به طنز كشیدن چیزی نمیتواند قبل از تولید اصل موضوع، ساخته شده باشد!
همچنین خشایار الوند گفته بود كه قرار بوده این فیلم در قالب CD از طریق شبكه نمایش خانگی عرضه شود، اما در نهایت در آن زمان تصمیم گرفند این فیلمها آرشیو شود تا این اظهارات چنین پرسشی متبادر می سازد كه چرا اثری را با صرف هزینه های معمول تولید كرده اید كه به آرشیو فیلم هایتان اضافه كنید و آیا تصور نمی كردید انقدر طبیعی از آب درآید و یا پیش بینی نمی كردید كه پس از قرار باشد قهوه تلخی بیرون بیاید كه در باند مدت نیاز به حمایت عموم مردم در بحث خریدش باشد؟
اگرچه انتظار این است كه الوند و مدیری با صداقت در این رابطه صحت كنند و از گذشته های دور و مباحثی كه افكارعمومی را جری می كند بپرهیزند اما باید دید چه مسائلی باعث شده كه مدیری و همكارانش یا سكوت كامل اختیار كنند و یا اظهارانی چنین متناقض داشته باشند؟ آیا تولید یك مجموعه طنز در خصوص سبك غیرحرفه ای فعالیت های شبكه های ماهواره ای جرم است؟ آیا مدیری نوع عملكردی كه از شبكه های ماهواره ای با قدری اغرار به تصویر درآورده، حكایت بسیاری از شبكه های ماهواره ای نیست؟ آیا جز این است كه در این مجموعه به شبكه های دارای ساختار حرفه ای و خارج از لودگی همچون بی بی سی و صدای آمریكا پرداخته نشده و دیگران را جوك كرده است؟
آنچه مسلم است، تنها نقاط ضعف مجموعه طنز 50 دقیقه ای مدیری شوخی های زننده جنسی اش است كه متاسفانه در بخش هایی طنز را به هجو مبدل ساخته و طرح موضوعاتی چون بزرگ كننده، تنگ كننده و كلمات دیگر كه در اشعار، مشاهده این اثر را در جمع خانوادگی قدری دشوار می سازد. البته آنچه علاوه بر این باعث شده نتواند خیلی زودتر از قهوه تلخ راهی بازار شود، طبیعی بودن بیش از حدش است كه در بخش تقلید رفتار "اندی اندرانیك مددیان" كه همان اندی خوانده میشود، بیننده ضمن شگفتی از كیفیت تقلید، حسابی به خواننده اصلی می خندد!
با این حال مدیری ترجیح می دهد، بسیار كم مصاحبه تر از همیشه ظاهر شود و در قبال انتشار این طنز كه می تواند بر وجهه اش تاثیرگذار باشد، سكوت مطلق اختیار كند اما آیا حقیقتاً این سكوت می تواند شرایط بهتری را برایش رقم بزند؟ قطعاً چنین نخواهد بود چرا كه در سكوت مطلق، تنها فضا باز میشود تا تحلیل های متناقضی در خصوص این اثر منتشر شود و بر منتقدان و مخالفان مدیری افزوده شود و بر این اساس به وی و دیگر همكارانش توصیه می شود با شفافیت برخورد كند و بدون هراس از حملات، از اثرشان دفاع كنند و از ترس واكنش های بعدی، روزه سكوتشان را استمرار نبخشند.
آنچه مسلم است، برخلاف فضاسازی ها، بخش عمده ای از مردم بدون آنكه از مدیری ناراحت شوند و در نگاهشان نسبت به وی اثر منفی به وجود آید، تنها به این مجموعه خندیده اند و صرفاً برایشان یك ماهیت طنز داشته، چرا كه مدیری یك اثر مستند نساخته و حتی اگر مستند نیز می ساخت، چندان غیرواقع نمی شد. حقیقتاً چنددرصد از آنچه در خصوص شبكه های ماهواره ای ضعیف كه برخی از آنها به اعتراف دیگر رقبایشان، مجموعاً دو یا سه نفر كارمند و مسئول دارند، به دروغ بیان شده و آیا جز این است كه بسیاری از مطالب بیان شده در قابل طنز عین حقیقت است؟ آیا وضعیت برخی خوانندگان لس آنجلسی بهتر از آن است كه در طنز مذكور به تصویر كشیده شده است؟
آیا هركس مخالفان نظام را نقد كند، باید خودفروخته دانست و هركس با یكی از مقامات دولتی نشست و برخواست كند، در لیست سیاه قرار داد؟ آیا این منطق خوبی است و اصلاً با این شیوه چیزی از جامعه ایرانی باقی می ماند؟ البته خلاف این نیز صادق است و آیا هركس علاقمند به وارد به فضاهای سیاسی یا حاشیه ساز در سطح دولت نبود یا ملاقاتی با شخصی داشته باشد، باید ضد كل نظام تلقی شود؟ قطعاً نه از این سمت پشت بام سقوط كردن مطلوب است و نه از آن سمت پشت بام افتادن قابل قبول است و اعتدال مسیری خواهد بود كه خطر سقوط را از بین میبرد و اعتدال را به جامعه باز میگرداند و بدین سان انتظار میرود، منتقدین ظرفیت نقدپذیری شان را بالا ببرند.
متاسفانه شرایط به گونه ای شده كه هر دو طرف ماجرا دم از خودی و غیرخودی میزنند و شعار این شده كه "هركس با ما نیست، ضد ماست" و این خلاف تعالیم اسلامی و حتی خلاف آزادی و آزادگی است. پس انتظار این است كه دو طرف دست از این رفتار بردارند و به دو شقه شدن جامعه دامن نزنند و چه خوب است كه این بازنگری را با همین مسئله مهران مدیری شروع كنند و با دیگران كه هدفشان صرفاً سیاسی و نان خوردن از تمسخر مظلومان است، در یك ردیف و دستگاه قرار ندهند كه اگر چنین شود، ساز انتقاد ناكوك خواهد شود و عموم جامعه كه كاری به دعواهای سیاسی ندارند، از هر دو جریان داخلی و خارجی دل خواهند كند و تمام مسائل سیاسی ایران برایشان بی اهمیت خواهد شد.
قدری واقع بین باشیم و دریابیم كه در روزهای روی بورس بودن مدیری، چه انگیزه های پنهانی برای زمین زدن شخص وی و همچنین مجموعه قوه تلخ وجود داشته و چرا در بره كشان طنزش، این مجموعه طنز بیرون می آید و تلاش می شود با یك جریان سازی خبری، مجموعه طنز حال حاضرش تخریب شود؟ برخی می گویند مهران مدیری آدم موج سواری است و حتی در تحلیل های همكاران سابق ادعا شده كه پدرخوانده شخص دیگری است (یكی از چهره های رسانه ای) و مدیری زیرمجموعه اش است اما در هر حال مدیری هرچه است، قوی ترین طنزپرداز حال حاضر ایران در حوزه مجموعه های تلویزیونی و كارگردانی طنز است و نباید به گونه ای رفتار كنیم كه او نیز میان این شقه كردن ها، قربانی شود.
آیا دنبال یک مکان عالی برای مسافرت و بازدید می گردید؟ آیا همه ی مکانهای تماشایی دنیا را دیده اید؟ اگر چنین است باید بگوییم که صحرای "داناکیل" در اتیوپی در شرق آفریقا شما را متعجب خواهد کرد.
این صحرا داری آتشفشان های خطرناک و گازهای فوق العاده سمی ; دریاچه های گوگرد ; دمای هوای فوق العاده داغ مانند حرارت آتش است و همین چیزها باعث شده که این مکان را جهنم در روی زمین بنامند!
اگر چه این مکان در رده بندی مکان های غیر قابل تحمل رتبه ی اول را دارد اما مردم از سراسر جهان حاضرند برای دیدن آن پول پرداخت کنند و با تورهای مسافرتی به آنجا بروند.
کاری که دانشمند آتشفشان شناس آلمانی معروف "تام فیفر" می کند.وی می گوید :" سفر به این مکان علاقه ی بشر را مانند سفر به سایر سیارات بر می انگیزد و این حس دقیقا همان حسی است که وقتی وارد این منطقه می شوید به شما دست می دهد.اشتیاق شناختن این جهنم روی زمین."
هزینه ی سفر به این منطقه برای 3 هفته حدود 4 هزار و 600 دلار است که دیدن از منطقه ای "آدیس آبابا" شروع می شود.اگر چه هیچ هتل 4 ستاره ای وجود ندارد اما توریست ها از دیدن مناطق منحصر به فرد داغ که قابل مقایسه با هیچ جای زمین نیست لذت می برند.
اگر شما قصد سفر به این "جهنم در روی زمین" را دارید باید منتظر گرمایی آزاردهنده و عجیب ترین بوهای نامطبوع که حتی تصورش را نمی کنید باشید!









تصویر زیر توسط "الیور گرونئیوالد" گرفته شده که در مجله نشنال جئوگرافیک "بی رحم ترین مکان روی زمین" نامیده شده است است; این تصویر متعلق به آتشفشان "ارتل" در این صحرا است. دریاچه ای مملو از مواد مذاب بسیار داغ که و از آن به عنوان جهنم واقعی یاد می شود.



طبقه بندی: عکسهای روز،








































