
«برای نجات خواهرم، بردارم، مادرم، فرزندم و ... از این منجلاب چه کنم؟»؛ این پرسشی است که هر روز به گونهای متفاوت، ولی برگرفته از همین گونه ادبیات در رسانههای گوناگون دیداری و شنیداری و الکترونیک از زبان اشخاص گوناگون مطرح شده و هرکس به فراخور علم خود، در پی پاسخ به آن است.
اما ریشه واقعی این گونه پرسشها کجاست؟ در این که شخص مورد وصف مدتی است ادعای عجیب و غریبی درباره انسان و جهان به زبان میراند یا نامبرده به مکاشفاتی در عالم پی برده که دیگران از درک و فهم آن عاجزند.
به گزارش «علی قلمبه» در دوران معاصر، فرقه به گروهی از افراد اطلاق میشود که نوعی «مذهب جدید» خلق میکنند. در 25 سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به سوی معنویات و برای جلوگیری از گرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده كه با یك حساب سرانگشتی، یعنی تقریبا هفتهای دو فرقه نو ظهور به منصه ظهور رسیده است.
آنچه مسلم است، فعالیت این گونه فرقهها در راستای قداستزدایی از پیامبران و نادیده گرفتن رسالت آنهاست تا از این راه ادیان آسمانی را براندازند. محوریت ادیان الهی، خداوند بوده و محوریت ادیان جدید هر چیزی به جز خداوند است تا آنجا كه قصد براندازی پرچم خدا را دارند.
البته در این زمینه، مباحث نظری بسیاری از جمله جوانب معرفت شناختی، تعمقهای روانشناختی، تحلیلهای آسیب شناختی و منظرهای دینشناختی از روشهای تاریخی و حوزه منابع مكتوب برای مطالعه و بررسی وجود دارد.
بنا بر این گزارش، فرقههای نوظهور عموما موضوعاتی چون بیاعتمادی به تاریخ قدسی و سنتی را با هدف تكذیب پیامبران و دعوتهای آنان، عدم قطعیت وحی، فرو شكستن و تزلزل مابعدالطبیعه جامع و در راستای ترویج بی اعتقادی به نقش و تأثیر اراده خداوند در رخدادها مطرح میكنند.
از دیگر موضوعات مطرح در این امر، میتوان به قداست زدایی از پیامبران و نادیده گرفتن رسالت آنها، گسست نرم از ادیان تاریخی كه با ورود به این ادیان آنها را به سوی نابودی و پوچی سوق داده و سپس راه خود را از آنها جدا میكنند، اشاره كرد.
این گزارش میافزاید: از شاخصهای مشترک میان این فرقههای نوظهور، میتوان به: نوگرویدگان جوان و نسل اولی، عضو گیریهای غیرمعمول، بنیانگذاران فرهمند، هزار پاره كردن حقیقت، وجود مرزهای مشخص با دینداران الهی، در توهم خدا شدن از سوی اعضا و سران، پراكندهگویی و التقاط و بهرهگیری از زبانها و نمادهای مشترك اشاره نمود.
آنچه در این سلسله گزارشها به آن خواهیم پرداخت، در وهله نخست، معرفی و ساختار شناسی این گونه فرق و در مرحله بعد، دلایل بطلان تفکر فرقهگرایی و آسیبهایی است که این گونه تفکرات انحرافی بر پیکر جامعه وارد میکنند.
در ادامه به ذکر نام برخی از این فرقههای نوظهور میپردازیم:
1ـ فرقه «احمدیه»
2ـ فرقه «تبلیغ جماعت»
3- فرقه «عرفان حلقه»
4- فرقه «عرفان کیهانی»
5- فرقه «کابالا»
6- فرقه «تی سی ام»
7- فرقه «بهائیت»
8- فرقه «اکنکار»
9- فرقه «صوفیه»
10- فرقه «وهابیت»
11- و...
و هزارن فرقه دیگر که میتوان از آنها نام برد؛ البته هر کدام از فرق، دارای انشعابات فراوان و نام گزاریهای عجیب و غریبی هستند که محل گزارش ما در اینجا نیست.
در پایان، با یک خبر از تظلمخواهی یک مادر که دارای چهار فرزند دختر است، از خانمی به نام «ج. الف» که بیش از 45 سال سن داشته و به دروغ خود را از شاگردان عرفای بزرگ معرفی میکند میپردازیم.
این خانم با برپایی جلسات عرفانی برای دختران به ویژه قشر دانشجو، مدعی است که تحصیل در دانشگاه برای دختران حرام است. وی با گروه خود که آنها را حواریون میخواند، معمولا برای پرسه زنی و خلوت کردن به کوه بیابان میروند و ساعتها و روزها میمانند تا خود را صاحب کشف و کرامات معرفی کنند. دخترانی که در دام این شخص گرفتار آمدهاند، نسبت رابطه خود را با این خانم رابطه شمس و مولانا میپندارند!
نامبرده با جلوگیری از ازدواج دختران در اظهاراتی بیان میدارد که خواستگاران شما نباید زمینی باشند و به زودی از آسمان کسانی میآیند تا لیاقت ازدواج با شما را داشته باشند.
یا در موردی دیگر، شخصی با نام «و.ج» که از شاگردان فرد دیگری به نام «م.ط» بوده و کارمند یکی از سازمانهای دولتی است، با تشکیل حلقههایی در شمال تهران، مدعی ارتباطات کیهانی و فرازمینی شده است که در گزارشهای بعدی به جزییات فعالیتهای این مدعی خواهیم پرداخت.
