
علیرضا مدیر این سایت به رحمت خدا رفت
برای شادی روحش صلوات http://aligholombeh.mihanblog.com/post/1968



بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بروز رسانی :
یه دفعه با پژوی خدا بیامرزمون وسط ظهر توی ترافیک سنگین خیابون دانشگاه گیر کردم،هر دقیقه ماشین 2 3 متری جلو می رفت ،در همین حین بغل دستم یه بی ام و سفید خوشگل دیدم که یه آقای پشمالو پشتش نشسته بود،محو تماشای بی ام و شده بودم که یهو دیدم ماشین بدون اینکه من ترمز بگیرم بوسیله ماشین جلوییم که یه پیکان سفید قراضه بود ایستاد! پیکان طفلک سپر نداشت و این باعث شده بود همون ضربه آروم یکی از چراغاشو بشکنه!همچین که از ماشین پیاده شدم دیدم پیکانه حرکت کرد و راننده اش دستشو آورد بیرون و واسم دست تکون میده که برو بی خیال! چه آدمایه لارجی...
نتیجه گیری:
1-هرکه برفش کم لارجش بیشتر
2-خدا رو شکر که واردات ماشین کمه اگه جای پیکانه یه بی ام و دیگه بود...!
3-غرق شدن هر چه بیشتر در اوهام نتیجه معکوس در زندگی واقعی داره!
4-هر خوشگلی رو نباید نگاه کرد چون همیشه شریکت اونقدر لارج نیست که بیخیال بشه!
طبقه بندی: عمومی،