
علیرضا مدیر این سایت به رحمت خدا رفت
برای شادی روحش صلوات http://aligholombeh.mihanblog.com/post/1968



بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بروز رسانی :
وقتی برگ برگ حوادث تاریخ معاصر ایران را مرور میكنیم، با پدیده شومی روبهرو میشویم كه زخمهای عمیقی بر استقلال، حیثیت و منافع ملی ایران وارد كرده است: استعمار. این پدیده مشئوم سراسر این دوره تاریخی را آلوده خود نموده است. استعماری كه گریبان ایران را در چنگ خود گرفته بود، خصلتی رقابتی و چند وجهی داشت. هر چند این ویژگی ایران را از غلتیدن به دره حاكمیت بیواسطه بیگانگان (چون هندوستان) دور نگاه داشت، اما كشمكش دو قطب رقیب (بریتانیا و روسیه) در جغرافیای ایران، درصد آسیبهای یادشده را دو چندان كرده است. میدانیم كه میان این دو استعمارگر رقیب، به جهت دخالتهای پرشمار و نقض حاكمیت ملی ایران، تفاوتی نیست، اما امتداد دخالتها، عمق دستاندازیها، و بویژه كشیدن دشمنیها تا زمان حال، انگلیس را در جایگاه متفاوتی نشانده است. همین ویژگی نیز موجب شده كه در حافظه تاریخی مردم ایران پرونده منحصر به فردی برای انگلستان گشوده شود. این پرونده نیازمند یادآوری و بازخوانی متناوب است.
موضوع استعمار انگلیس در ایران از جمله پدیدههایی است كه برای مشاهده آن نیازی به اغراق و حتی بزرگنمایی نیست. نقشی كه این كشور سلطهجو در تحریك جریانهای تجزیهطلب و ایجاد و تشدید اختلافات مذهبی از یك سو و تأسیس و تقویت فرقههای شبه مذهبی داشته، گرفتن امتیازهای ریز و درشت اقتصادی، ایجاد قحطی، تاراج میراث فرهنگی و قاچاق پولهای نقره و طلای ایران به هندوستان و بینالنهرین، جدا كردن بخشهایی از خاك كشور به طور مستقیم چون بحرین و هرات و كمك به تجزیه مناطقی چون ناحیه قفقاز، طراحی و حمایت از دو كودتای 1299 و 1332 كه موجب برپایی نظامهای دیكتاتوری، سركوب مردم و نقض مشروطیت گردید، اشغال و تجزیه ایران در دورههای متعدد با مشاركت قدرتهای دیگر، تشكیل نیروی نظامی، تحریك ایلات و قبایل و سركوب جنبشهای آزادیبخش، جاسوسی و نفوذ در دولتها، حمایت از احزاب و مطبوعات وابسته، سیاستگزاری در امور داخلی ایران از طریق خاندانها و رجال وابسته و نیز استفاده از اهرمهای اقتصادی همچون بانك شاهنشاهی، دخالت در سقوط و ظهور برخی دولتها، كارنامه یكرنگ، اما سیاه استعمار انگلیس در ایران است. تنوع و تعدد دستاندازیهای این كشور در دوره معاصر به اندازهای است كه انگلستان در حافظه تاریخی مردم ایران تبدیل به اسطوره نیرنگ و در ادبیات سیاسی ایران سمبل تجاوز و غارت، فریب و دروغ شده است.

مابقی مقاله در ادامه مطلب
اوژن اوبن” سیاستمدار و دیپلمات فرانسوی ازآبان 1284 تا خرداد 1386 سمت سفارت كشورش را در تهران بر عهده داشته و از جمله انقلاب مشروطیت ایران را از نزدیك شاهد بوده است. كتاب “ایران امروز” حاصل تحقیقات وی درباره ایران طی مدت زمانی است كه عهده دار سفارتخانه كشور خود در تهران بوده است. او طی این مدت به شهرهای مختلف ایران سفر كرد و وضعیت زندگی مردم را مشاهده نمود. مقاله زیر بخشی از كتاب مذكور است كه درباره رقابت استعماری روس و انگلیس در ایران و آثار و تبعات آن نوشته شده است.
سازش و قرارداد9 شهریور 1286 كه به موجب آن ایران به دو منطقه نفوذ انگلیس و روس تقسیم شد در مذاق ایرانیان حساس و میهن پرست سخت تلخ و ناگوار آمد. البته حقوق بین المللی هنوز هم ایران را كشوری مستقل می شناسد كه زیر حمایت یا نظارت هیچ قدرت بیگانه دیگر نیست. اما موقعیت حساس جغرافیایی اش و هرج و مرج سیاسی حاكم بر آن این سرزمین را از برخوردار بودن از امتیاز استقلال و عدم وابستگی به قدرتهای دیگر عملا بی بهره ساخته است. از آن لحظاتی كه خطوط روسها و انگلیسیها در آسیا به هم نزدیك تر شده است خاورمیانه به میدان نبردهای بی پایانی مبدل گردیده كه در این میدان دو نیروی رقیب راههای حمله و عملیات دفاعی را معین می كنند. در چنین شرایط استثنائی خط مشی سیاسی هر كشور تركیب و آمیزه ای از روشهای خاصی است كه به تدریج توسط نظامیان طرح ریزی می گردد. در شرایطی كه دولتهایی درحد واسط دو یا چند قدرت واقع شده اند و به تنهایی توانایی آن را ندارند كه كشورهای همسایه خود را وادار سازند تا به بی طرفی و حق حاكمیت آنها احترام بگذارند دیگر استقلال و حق حاكمیت در میان نمی ماند تا كشورهای متخاصم آن را به رسمیت بشناسند. در چنین وضعی تعیین و تثبیت مرزهای ایران و تركیه آسیای مركزی یا افغانستان به تصمیمات دولتهای انگلستان و روسیه مربوط می شود. افسران انگلیسی و روسی در تحدید حدود عملا مداخله می كنند. ایران به سرزمین بلاتكلیف و نامشخصی تبدیل می گردد كه در آن منافع دو كشور رقیب دائما در حال تداخل هستند و هر كدام نیز درصدد یافتن راههای نفوذی جدید و بلند شدن روی دست حریف برمی آید. رقابت انگلیس و روس موجب شده است كه در حكومت ایران یك خط انگلیسی و یك خط روسی كه هر دو خوب جا افتاده اند بر همه اعضا حاكم باشند و هر دو جریان نیز تلاش می كنند تا با استفاده از كوچكترین فرصت وضعیت حكومت و امتیازات تازه ای را به سود خود به دست آورده و علیه رقیب قدمی فراتر بگذارند. حوادث آفریقای جنوبی روسها را یك قدم جلوترانداخت جنگ روس و ژاپن (1) فرصت تعرض خوبی به نفع انگلیس فراهم آورد. با وقوع انقلاب در ایران (2) دولت انگلستان نقشه هایی برای شمال ایران طرح و سعی نمود با توجه به سازش اخیرش با روسها موقعیت خود را در آن نواحی مستحكم تر كند.
مرزهای طولانی مشترك میان روسیه و ایران و تسلط كشور مزبور بر دریای خزر برای عملیات نفوذی روسها پایگاه مناسبی به شمار می روند. از لحاظ سوق الجیشی تمامی استانهای شمالی ایران كه جز بهترین ایالتهای این كشور محسوب می شوند زیر مهمیز روسها واقع شده اند. عملیات نفوذی انگلیسیها هم از جانب جنوب و از طریق صحراهای بلوچستان و سواحل متروك خلیج فارس آغاز می شود. اولین اقدام عملی روسیه عبارت از ایجاد و تامین راههای نفوذی احتمالی نظامی بود. دولت روسیه زیر پوشش مشتركی كه توسط یك بانكدار یهودی از اهالی مسكو به نام آقای “لازار پولیاكوف (3)” تشكیل شده بود به احداث جاده شوسه ای از رشت تا قزوین و تهران با تمدید راه قزوین تا همدان اقدام كرده است. راه دیگری نیز از ارس تا تبریز كشیده اند كه خاكهای دستی و گودالهایی كنار آن در صورت نیاز موجبات نصب میله های راه آهن و اتصال آن به شبكه خط آهن ماورا قفقاز(4) را كه تاكنون تا لب رودخانه رسیده است فراهم آورده. راه دیگری نیز “عشق آباد” را در آن سوی خزر به مشهد در خراسان متصل می كند. ناگفته پیداست كه اداره و نگهداری هر سه این راههای شوسه كه در قلمرو ایران واقع شده اند با نمایندگان روس است. دسته ای از قزاقان ایرانی كه تحت نظارت افسران روسی تربیت و فرماندهی می شوند جلوداران نیروی ضربتی ارتش را در تهران تشكیل می دهند. عده آنان یك تیپ مركب از دو هزار سوار است كه به چهار هنگ و دو آتشبار توپخانه صحرایی قسمت می شوند. افراد آنان از میان طوایف شاهسون كه در جنوب تهران استقرار دارند انتخاب می شوند. “قزاق” ها از لحاظ وضع ظاهری بسیار آراسته و علی و از نظر كارآئی منضبط و به درد بخورند. ضمنا به وجود روسا و فرماندهان خویش سخت می بالند.
نفوذ مالی روسها از سال 1279 آغاز شد. دو فقره وام پی در پی مجموعا معادل سی و دو میلیون و نیم روبل برای ارضای ولخرجیهای مظفرالدین شاه و پر كردن جیب نوكران طمع كار وی از روسیه اخذ گردید و به عنوان وثیقه عوائد گمركات ج به استثنای گمركات خلیج فارس كه قبلا در قبال وام ناچیزی به مبلغ پانصد هزار لیره از انگلستان در سال 1271 در گرو آنان قرار گرفته است ـ به گروگان رفت. ضمنا دولت ایران اجبارا تعهدی سپرد كه به غیر از روسیه از هیچ كشور دیگری وام نگیرد و تا سال 1289 نیز در مورد احداث راه آهن اقدامی به عمل نیاورد. از آن تاریخ به بعد میزان بدهیهای ایران از بابت پیش پرداختهای كوتاه مدت بانكهای انگلیسی و روسی بسیار سنگین تر شده است.
تا آن تاریخ به موجب عهدنامه تركمان چای واردات ایران الزاما تابع شرایط تعرفه یكنواختی به ارزش 5 درصد به نسبت كالاهای وارداتی بود. در سال 1280 روسها متعاقب وامهایی كه به ایران دادند یك قرارداد تجارتی نیز به این كشور تحمیل نمودند كه حقوق ویژه ای در مفاد قرارداد گنجانده شد. به این معنا كه از محصولات عادی بازرگانان روسی عوارض بسیار ناچیز ولی از محصولات دیگر عوارض سنگین تر اخذ گردد.
شعبه مركزی بانك استقراضی كه وابسته به بانك دولت روس است در تهران و شعبات آن در شهرهای عمده شمالی و مركزی ایران دائر شده و آغاز به كار كرده است. اداره گمركات نیز از نظر دوراندیشی و احتیاط مصلحت را در این دید كه با نفوذ حاكم رابطه دوستانه برقرار كند. روی این اصل ماموران بلژیكی كه امور بهداشتی نیز بر عده آنان محول شده بود در مرزهایی كه با تجارت انگلیسیها سر و كار داشتند به جنگ و جدال پرداختند.
ارمنیان و مسلمانان قفقازی مستقر در ایران عاملان گسترش نفوذ روسها در این كشور بودند و در نتیجه از این طریق به رونق بازرگانی ایران كمك می شد. به علت ممنوعیت ترانزیت از خاك روسیه انحصارا راههای شمال به روی واردات روسی باز بود. در چنین شرایطی جاده های جنوب بسیار طولانی و حمل و نقل از آن طریق فوق العاده پرهیزنه بود. راه كاروان رو از طرابوزان تا تبریز نمی توانست با راه آهن رقابت كند. دولت روسیه به این امتیازات طبیعی كاهش تعرفه حمل و نقل و امتیاز پاداش متعلق به صادرات را هم اضافه كرد. بانك استقراضی كالاهایی را با ودیعه خاصی دریافت نمود و به غیر از بازرگانان خریدار محصولات روسی از كسان دیگر بیعانه ای نپذیرفت. یك چنین شیوه حساب شده ای بسیار ثمربخش بود و بالاخره موجب گردید دایره فعالیت تجارتی روسها سال به سال گسترش بیشتری پیدا كند و همدان و اصفهان و سیستان را هم زیر چتر داد و ستد خود بگیرند. پارچه های نخی و قند روسی با پارچه های هندی و قند فرانسه به رقابت برخاستند. نمایندگان وزارتخانه های امور خارجه جنگ و دارایی روسیه كه سه واحد اغلب ناهماهنگ هستند آشكارا دست به دست هم دادند تا شاهد و نشان دهنده پیشرفت نفوذ ملی كشور خویش باشند.
سازمان نفوذی انگلستان البته بیش از روسها دست به كار شده بود. اداره های تلگراف كه در سرتاسر ایران جای پایی داشت به عنوان تكیه گاه و مظهر نفوذ قدرت انگلیس در ایران به شمار می رفتند. در سال 1243 روی كابل خلیج فارس در نقطه اتصال خط كراچی به “فاو” در مصب “شط العرب” (5) خط بوشهر به تهران نیز دائر گردید كه در مسیر اروپا خط تركیه را مضاعف می كرد. در سال 1249 شركت زیمنس بعد از كسب توافق دو دولت آلمان و روس خط مزبور را از طریق موسسه تلگراف هند ج اروپا در میان ارس و تهران به شبكه بحری متصل نمود.
شعبه ایرانی تلگراف هند ـ ایران توسط اداره تلگراف هندوستان كه خط تهران تا مشهد نیز به آنها سپرده شده است نظارت می شود. مابین بوشهر و شیراز توقفگاههایی ساخته شده كه برای مسافران آن نواحی نعمت غیرمترقبه ای است مشروطه ایران پیوند و ارتباط خود با شهرهای مختف را مدیون خطوط تلگراف انگلیسی است. مردم عادت كرده اند در موارد لازم دفتر تلگرافخانه ها را به اشغال خود درآورند و با هم ارتباط مستقیم برقرار كنند.
در سال 1268 بانك شاهنشاهی ایران كه به عنوان یك بانك دولتی امتیاز نشر اسكناس را داشت تاسیس گردید. این شركت انگلیسی در سراسر ایران شعبه دارد. عملیات بانكی آن منحصر به پذیرش پیش پرداختهای دولت یا بازرگانان معتبر است. ضمنا برای رجال ایران حساب پس انداز باز می كند و به اعتبار حمایت بریتانیا نقدینه آنان را در جایی محفوظ و مطمئن نگه می دارد. سایر امور مالی یا صنعتی كه چند بار به مرحله آزمایش گذاشته شده بود به ابتكار خود انگلیسیها ادامه پیدا نكرد. اما از میان عملیاتی كه آغاز شده بود تنها كار راه سازی از سوی شركت لینچ در دره كارون كه عبارت از ایجاد یك راه آبی به منظور حمل و نقل كالاهای تجارتی بود به انجام رسید. یك سرویس كشتیرانی نیز از سوی همین شركت در دو نهر پائین رودخانه از محمره (6) تا اهواز و ازاهواز تا شوشتر دائر است. از شهر اهواز تا اصفهان نیز به گشودن راهی كاروان رو كه از میان كوههای بختیاری می گذرد از سوی آنان اقدام گردیده است. ضمنا نسبت به مرمت جاده شوسه از تهران به قم و سلطان آباد(7) كه قرار است از طریق بروجرد و خرم آباد به جاده شوشتر متصل گردد همت گماشته اند.
در شیوه نفوذی انگلیسیها تلگراف همان نقش را دارد كه راهها در شیوه نفوذی روسها دارند. اگر عملكرد سیمها و دستگاههای مخابراتی ضعیف باشد معنایش این است كه باید حوزه عملیات انگلیسیها را گسترش بیشتری داد. در برابر پایگاه های روسی كه گام به گام و حساب شده و یك دست در شمال ایران و اخیرا در حوالی جنوب هم آثار نفوذ و رسوخ تدریجی شان مشهود شده است انگلیسیها هم در هر شهری با تشكیلات كم و بیش مشابه هم مانند استقرار بانك شاهنشاهی ایجاد تلگرافخانه تاسیس نمایندگیهای تجارتخانه های بزرگ كه حمل و نقل ایران را دراختیار خود دارند اعزام هیاتهای مذهبی پروتستان فعال تر از “پرسبیترین (8)” های آمریكایی در شمال و بی حال تر از “انگلی كان (9)” ها در جنوب بالاخره به نحوی از انحا در همه جا حاضر و ناظرند.
این نكته نیازی به توضیح و تذكر ندارد كه اگر نفوذ روسها اختصاصا در قسمت آذربایجان و ایالت های كرانه خزر و خراسان قوی است در عوض هر چه به سوی جنوب ایران نزدیك تر می شویم نیرو و نفوذ انگلیسیها قوی تر و پردامنه تر احساس می شود. خلیج فارس به طور دربست در دست بریتانیا است و تقریبا انحصار كشتی رانی در این دریا را اختصاصا در اختیار خود دارد. شركت “بریتیش ایندیا(10)” خدمات پستی را به عهده دارد و انگلستان از طریق راههایی كه در زیر به شرح آن می پردازیم با ایران داد و ستد می كند: از طریق بندرعباس با كرمان و مشهد از راه (بندر) لنگه با لارستان از بوشهر و محمره (خرمشهر) با استانهای مركزی ; از طریق بصره با بغداد و مناطق غربی ایران. بوشهر در حقیقت مركز اصلی موسسات انگلیسی درجنوب است: خانه نماینده انگلستان در “سبزآباد” ساختمانها و تاسیسات تلگراف كشتی مراقب بندر كه در لنگرگاه این بندر كوچك لنگرانداخته است و آثار دیگری از این دست همه نشان دهنده قدرت و نفوذ انگلیسیها در این منطقه هستند. بوشهر تنها شهر ایران است كه در آن زبان انگلیسی رواج دائمی دارد. بازرگانان ارمنی و زرتشتی كاركنان هندی زمین داران بزرگ جنوب ایران حتی گاهی بعضی از سران ایلها تحت نفوذ انگلیسیها هستند. پزشك مخصوص مقر نماینده انگلیس در كلیه خدمات پزشكی خلیج دخالت می كند و مشاغل عمده بهداشتی را به افسران بهداری هندی سپرده است. سیمهای تلگراف به چند شعبه تقسیم شده و تلگرافچیها جزیزه “هنگام” واقع در قسمت ورودی تنگه هرمز را به اشغال خود درآورده اند تا از آن جزیره خطوط تلگرافی را به پایگاه بندرعباس متصل كنند.
با همه این مطالب تجارت انگلیس در برابر تجارت روس دائما سیر نزولی دارد. در سال 1268 لرد كرزن معاملات انگلستان و هندوستان را با ایران هفتاد و پنج میلیون ولی معاملات روسها را پنجاه میلیون (فرانك) تخمین زده بود. در سال 1280 ـ1281 آماری كه توسط كاركنان بلژیكی اداره گمركات تهیه شد صادرات انگلیسی را معادل پنجاه و نه میلیون و صادرات روسی را نود و شش میلیون نشان می دهد. در دوره عقد قرارداد روس و ایران مطابق آمار مجموع معاملات روسها بالغ بر حدود یكصد و هفت میلیون (فرانك) شده است ولی ارزش معاملات انگلیسیها از مبلغ هفتاد میلیون تجاوز نمی كرد.
در شهرهای مهم ایران كشورهای انگلستان و روسیه قنسولهایی گماشته اند كه در واقع عاملان نفوذ و مداخله این دو قدرت رقیب در امور داخلی ایران هستند. قنسولهای روسی از اداره كل قسمت آسیایی روسیه و انگلیسیها كه با عنوان قنسول در شهرهای تبریز اصفهان و شیراز به طور كلی در سرتاسر ایران مشغول فعالیت اند از اداره كل سیاسی هندوستان دستور می گیرند. این ماموران معمولا افراد دوست داشتنی مهمان نواز جدی و تحصیل كرده ای هستند كه شئونات و حیثیت اروپائیان را در میان ایرانیها خوب حفظ می كنند. گاهی ممكن است رابطه دو مامور هم پایه رقیب با هم بسیار مودبانه و حتی كاملا دوستانه باشد اما دو موضع متفاوت آنان موجب می گردد اوضاع محلی را علیه همدیگر بشورانند و دائما در جنگی سرد و روانی به سر برند. نمایندگان رسمی روس یا انگلیس در ایران غالبا مقام سرقنسولی دارند و برای حفظ و بالا بردن اهمیت مقامشان معمولا اونیفورم نظامی می پوشند و با اسكورتی مركب از قزاقان یا “سواران” هندی در خیابانها حركت می كنند. با چنین تشریفاتی میان عده بی شمار بزرگان و عالیجنابان ایران آنان هم به “عالیجناب” تازه از گرد راه رسیده ای مبدل می شوند و به خوبی نیز از عهده تقلید حركات و سكنات اعیان ایرانی برمی آیند. هر دو نیروی استعمارگر با انگیزه وطن پرستی دائما علیه هم بسیج می شوند. اما ایران به این منازعات مداوم دوجانبه سالهاست كه عادت كرده است و تعادل نسبی خود را نیز مدیون برآیند عوامل نفوذی دو نیروی متقابل و تقریبا متعادل است. از شخص شاه گرفته تا هر كسی كه در این كشور سرش به كلاهش می ارزد زیر علم روس و یا انگلیس سینه می زنند. قنسولهای دو كشور نیز كه معركه گردانان اصلی چنین نمایش غم انگیزی هستند با به جان هم انداختن افراد و سران هر دو دسته هر قدر كه بخواهند به سود كشور متبوع خود به حد نهایت بهره برداری می كنند. در این جنگ پنهانی هر حیله و نیرنگی به منظور تضعیف یا خلع سلاح رقیب مشروع محسوب می شود. ممكن است برای رسیدن به هدف سران دسته ای را از هستی ساقط كرد یا به مقام و موقعیت آنان آنچنان لطمه ای وارد آورد كه قدرت حركت و فعالیتشان سلب گردد و دیگر یارای سربلند كردن نداشته باشند. قنسولگری ذینفع در مواقع لازم پشت و پناه طرفدارانش خواهد بود كه جانشان در معرض تهدید یا خطر واقعی است. در حكومت اسلامی كه مقررات كاپیتولاسیون و حقوق افراد مسیحی رعایت نمی شود و در آن حكومت حفظ حقوق اروپائیان از لحاظ مقررات بین المللی منحصرا متكی به مفاد یكی از موادی است كه در عهدنامه تركمان چای گنجانیده شده در چنین وضعی پادگان كوچك روسی و یا هندی به اتكای دولتهای متبوع خویش تصمیمات و حاكمیت قنسولی را راسا اعمال می كنند.
در تهران دو نمایندگی كه دور آنها حصار مستحكمی كشیده شده است كاركنان و عوامل بی حد و حصرشان را به منظور جانبداری از این یا آن دسته كه به جان هم انداخته اند بسیج می كنند. در استانها و شهرستانها هم این ماموریت به عهده عاملان زرنگ و زبردستی گذاشته شده است. از اینجا است كه به تحریك و یا اشارت انگلیسیها یا روسها مقامات ایالتی در محیطی پرتلاطم و طوفانی و آكنده از آشوب و ناآرامی دائما دست و پا می زنند. نفوذ یكی از رقیبان آنها را می راند. نفوذ طرف مقابل همه مساعی خود را به كار می اندازد تا ماموران دوست را محكم بر جایشان نگه دارد. اگر نقطه اتكا و حامی همیشگی زورش برای حفظ مقامی نارسا باشد صاحب آن مقام موقتا از صحنه خارج می گردد. شلوغی و اغتشاشات ناشی از تحریك روسها منحصرا به دست و با دخالت مستقیم قنسولهای آنان ایجاد می شود. اما انگلیسیها برای اجرای نقشه های خود علاوه بر دوز و كلك نمایندگان رسمی شان از شور و حرارت مذهبی از وجود مبلغان و كشیشان و حتی از آمریكاییان پروتستان غیرسیاسی نیز استفاده می كنند. با چنین اشتغالات نامعقول كار سیاست و اعمال نفوذ اروپاییان در كشورهای مشرق زمین به فضاحت و مسخره بازی كشیده است اما در ایران فعالیت این دو قدرت و حدود مداخله شان از این حرفها هم گذشته و باید گفت الحق بوی گند كثافت كاری آنان فضای سرتاسر شهرها را فراگرفته است.
رقابت و چشم و هم چشمی روس و انگلیس در هیچ نقطه ایران به اندازه راه سیستان شدید و چشمگیر نیست. ایالت بزرگ خراسان یكی از ثروتمندترین استانهای ایران است. این ایالت در مرز افغانستان واقع شده و روسای طوائف در مناطق مختلف آن ـ كه اغلب سمت و مقام موروثی دارند ـ جمعیتی متشكل از فارس ترك عرب و بلوچ را اداره می كنند. در انتهای خراسان واحه سیستان واقع شده است كه رود هیرمند بعد از جذب آبهای همه كوههای افغانستان وارد خاك این منطقه می شود و به هرز می رود. موقعیت جغرافیایی و منابع غنی سیستان سراسر این منطقه را به صورت پایگاه مناسب برای عملیاتی علیه هندوستان و سواحل دریای عمان و حتی علیه خراسان و آسیای مركزی درآورده است. چه در طرح های تعرضی و چه در نقشه های تدافعی در هر دو حالت سیستان بزرگ ترین هدف و مركز رقابت انگلیس و روس است. هر دو قدرت مجدانه تلاش می كنند پوست و پلاس عوامل نفوذی خویش را زودتر از قوای رقیب در این واحه پهن كنند. در حالیكه انگلیسیها و هندیها راه كاروان روی از خلال بلوچستان احداث كرده اند و خط تلگرافی نیز كشیده اند كه از طریق كرمان و یزد امتداد یافته و به سیمهای تلگراف هند و ایران در كاشان متصل می گردد و علاوه بر آنها درصدد احداث خط راه آهنی نیز برآمده اند كه ریل گذاری آن در میان “كویته” و “نوشكی” به پایان رسیده است روسها هم بی كار ننشسته اند دست روی اداره كردن تلگراف آن قسمت از ایران گذاشته اند كه از مشهد به نصرت آباد كشیده شده است همچنین در برابر تجارت و داد و ستد هندیها از امتیاز در دست گرفتن خدمات گمركی و بهداشتی برخوردارند و توانسته اند دامنه نفوذ تجارتی خود را تا سیستان وسعت بخشند. اهمیت سوق الجیشی جاده خراسان تا سیستان كه در جنب آن افغانستان را هم مورد تهدید قرار می دهد در خور آن بود كه حتی ناچیزترین ایستگاهها شاهد و ناظر منازعه روسها و انگلیسیها باشند و در سرتاسر آن قنسولان افسران پزشكان قزاقان و “سواران” به جان هم بیفتند.
سازش دو رقیب
انگلستان و روسیه با همه این مسائل از ایام قدیم به صلح و ساخت و پاخت در آسیا عادت دارند. در طی سالهای سراسر قرن اخیر به مجرد آنكه رقابت آنان به جاهای باریك می انجامید یا منجر به بروز حوادث ناجور و غیرمنتظره ای در منطقه می شد بدون درنگ هر دو قدرت با هم كنار می آمدند تا با كمك همدیگر آتش آشوب را خاموش كنند. اولین سازش سیاست انگلستان و روسیه در مسئله مربوط به ایران در سال 1213 به وقوع پیوست (11) و هر دو كشور طی بیانیه ای ضمن قبول دوام سلطنت تعهد نمودند تمامیت ارضی و استقلال ایران را محترم بشمارند. بعد از آن بارها بیانیه های مشابه دیگری نیز صادر شد و یادداشتهایی در این مورد مبادله گردید. در ماههای اول سال 1906 بحران های اقتصادی ایران و احتمال مرگ قریب الوقوع مظفرالدین شاه دوباره موجبات نزدیكی انگلیس و روس را فراهم آوردند ولی این بار پیشرفت نفوذ بازرگانی و بغرنج بودن سایر مسائل ایجاب می كرد كه به توافقهای مشخص تر و كامل تر دست یابند. نظر به اینكه انگلستان دست پری داشت می خواست سیاست خود را از قید مراقبت ایران رها سازد. روسیه نیز كه درگیر انقلاب داخلی اش بود بدش نمی آمد وضع موجود قابل تحمل را تحكیم بخشد و هر امتیازی كه می شد در آن وقت گرفت بگیرد و كسب بقیه امتیازات را به فرصت های مناسبی درآینده موكول نماید.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ایران اصل دروازه های باز پوشش قرارداد 9 شهریور 1286 قرار گرفت. (12) در تحدید حدود مناطق نفوذ انگلستان به سهم كوچكتر سیستان و مكران یعنی دو ایالت ناچیز قناعت ورزید. اما همین دو ایالت از ارزش و اهمیت سوق الجیشی بسیار بالایی برخوردار بودند و امنیت هند و دسترسی به آبهای دریای عمان را كاملا تضمین می كردند. بقیه قسمتهای جنوبی ایران كه در آن نفوذ انگلستان مسلط بود خارج از منطقه نفوذ این كشور اعلام گردید. منطقه ای كه زیر نفوذ روسیه شناخته شد با اصفهان و یزد كه در فعل و انفعالات بعدی تسری مناطق نفوذی به سرزمینهای مزبور نیز مورد توجه است جز زیباترین استانهای ایران به شمار می روند و در آن سوی مرزهایی قرار داشتند كه زیر چتر تجارت روسها درآمده بودند. منطقه زیر نفوذ روسها شامل قصر شیرین نیز می شود كه قرار است به طور قطع شبكه راه آهن ایران در آینده در آن نقطه به راه آهن بغداد بپیوندد. بالاخره این دو قدرت درباره اصل استقلال ایران محدودیتی قائل نیستند مگر آنكه بخواهند “به منظور اجتناب از دخالت نیروی ثالث” یك نظارت مالی مستقر كنند یعنی در مواقعی كه احساس كنند حكومت ایران درصدد گرفتن وام از بانكهای آلمان است از چنین اقدامی ممانعت به عمل آورند.
تحول آرام و حركت روسیه به سوی آزادی اوضاع سیاسی ایران را نیز برای تحول و انقلاب مساعد می گرداند. درباره انگلستان نیز باید گفت ایجاد دولتهای حدفاصل در مرزها یكی از اصلهای ثابت سیاست این كشور در مورد هندوستان است. چون سرزمین هند نیاز به حائل قابل اطمینانی دارد كه مانع از رسوخ اندیشه ها و نفوذ نیروهای زیانبخشی علیه تسلط حساس و شكننده انگلیسیها باشد. در بیابانهای ایران روی سواحل خلیج فارس در دره های دجله و فرات حتی در قسمت های مركزی اروپا نیز انگلستان مجبور است همواره به فكر حفظ و حراست نظم و آرامش در مستملكات آسیایی اش باشد. ایران با اغتنام از فرصت درصدد سودجویی از اشتغالات انگلیسیها كه همه دار و ندار خود را در گرو سكون و آرامش در هند می بینند برآمده من عمدا عبارت دار و ندار را به كار بردم و نگفتم كه توسعه و گسترشش را چون اگر انگلستان و روسیه توانسته اند درباره ایران با هم به توافق و سازش برسند لابد به این جهت است كه هر دو در انتظار ظهور و تسری هرج و مرج و آشوب مورد دلخواه در داخل مرزهای این سرزمین هستند. بر كسی پوشیده نیست كه قیام ایران و اصلاحات اروپایی وارش در قفقاز و هند نیز اثر خواهد گذاشت. از تفلیس تا انتهای خزر مردمی زندگی می كنند كه همه ترك زبان و شیعی مذهب اند. هم ریشه و هم زبان با مردمی كه در شمال غربی ایران سكونت دارند.
در شبه جزیره هند هم شیعیان گروه عظیم و ارزنده ای را تشكیل می دهند: فرهنگ ایرانی از چندین قرن پیش در میان بومیان آن سرزمین و طبقات تحصیل كرده شان اثری عمیق گذاشته است. در صورتی كه اصلاحات در ایران موفقیت آمیز باشد قفقاز و هند به پیروی از مردم ایران در معرض انقلاب قرار خواهند گرفت.
در هر حال انقلاب ایران بعد از توافق انگلیس و روس ظاهرا آخرین فرصت اقدام را در اختیار مردم این كشور قرار داده است.
بی قیدی مردم و عدم استحكام مصالح ساختمانی موجب شده است كه همه كشورهای مشرق زمین ظاهر ویران و منظره غم انگیز داشته باشند. اما در هیچ منطقه ای مانند فلات ایران این ویرانی و غم انگیزی مناظر چشمگیر نیست: خانه ها در حال فروریختن كوچه ها كثیف و متروك كاشیهای روبنای مسجدها و مقبره ها پوسیده و تبدیل به گرد و خاك شده است. با این وجود در كنار این خرابه ها آثار فرهنگ غنی و افتخارآفرین توام با نشانه هایی از هوش و ذوق تلطیف شده احساسات میهن پرستانه شدید بالاتر از همه اینها پدیده ای منحصر به فرد در دنیای اسلام یعنی ملی گرایی آگاهانه و انسجام یافته ای جای جای در همه نقاط مشاهده می شود و این مشاهدات از بذر بارآور آینده ای شكوفان نوید می دهد.


طبقه بندی: خبر های جیغ،