
سراسر زندگی انسان بر روی زمین در همین خلاصه میشود .
یافتن بخش دیگر !!!
مهم نیست که وانمود می کند درجستجوی جسم است یا پول یا مدرک!....
اگر نتواند بخش دیگر خودش را بیابد هر آنچه بدست آورد ناقص خواهد بود
فراتر از همه چیز مسئول آنیم که در هر زندگی دست کم یکبار با بخش دیگر خود که در راه ما تجلی خواهد کرد یگانه شویم
حتی اگر فقط برای چند لحظه باشد!
چون این لحظات عشقی چنان عظیم به همراه خواهد داشت که بقیه روزگار مارا توجیه می کند.
برمیگردم
تموم شدنی که نیستیم آخه.
این احساس و دل و وجودمون زندگی می خواد، جون می خواد، روح می خواد.
عجبه که خوردن و موندن شده واسمون زندگی.
کی از ته دلمون خبر داره که چجوری داریم آب میشیم و سکوت بی صدامون رو آروم آروم از چشامون خالی می کنیم؟
شایدم مردیم و جراتش رو نداریم که روراست وایسیم جلوی خودمون و بگیم:
"آهای! بی خیال بابا. تا بوده همین بوده. یافت می نشود رو یادته؟ برو تا تش

شاید بتوان از همه چیز گفت و گفت تا سکوت ناگفته زندگی را به تصویر کشید
هوای رفتن که کنی چقدر سخته موندن.
هوای رفتن که کنی انگار دیگه تو قفسی و همه چیزای دور و برت حتی اون قشنگ هاش اذیتت می کنن.
هوای رفتن که کنی اگه یکی بهت بگه بمون انگار فقط معطلت کرده و می خواد بی منظور خفه ات کنه.
خیلی سخته بدونی یه زندگی هیچوقت مال خودت نیست و هیچوقت اونجوری که می خوای دوستش نخواهی داشت اما بمونی که بشه، بمونی که بهتر بشه، بمونی که همونی که میخوای بشه.
یه چیزی تو دلم، تو وجودم، می خواد بکنه بره. یه چیز واقعی. یه چیزی که نمی دونم چیه.
یه چیزی که مدام بهم میگه معطلش نکن. اینجا مال تو نیست. عوضی میشی اگه بمونی. آره! عوضی شدم تو این مدت چون سعی کردم خودمو با یه آدم دیگه ای که اون دوست داشت باشم عوض کنم. یه عوضی عصبی که دیگه مثل قدیم فکراش قشنگ و پاک نیست و باید مدام فکر کنه ببینه چطور میشه تو این عوضی بودنش اون خوبی و مهربونیشو حفظ کنه.
خودمو همه دوست داشتن ولی این آدم بی اصالت الان رو حتی خودش هم دوست نداره.
بابا به خدا ما بازی نیستیم. اسباب بازی هم نیستیم. دور گردونه رو کند کردی که آروم شم و باز شروع کنی؟ دمت گرم که همه جوره هوامونو داری واسه عوضی بودن. تو زندگیتمون که مرد نبودی مردونگی کن تو رفتنمون.


طبقه بندی: عمومی، علمی،
