
![]() |
![]() |




گفت و گوی اوباما با تلویزیون فارسی بیبیسی

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در گفت و گوی اختصاصی با تلویزیون بی بی سی فارسی سخنان همتای ایرانی خود در مورد حملات ۱۱ سپتامبر را به شدت محکوم کرد.
آقای اوباما روز جمعه ۲ مهر (۲۴ سپتامبر) به بی بی سی فارسی گفت که اظهارات محمود احمدی نژاد "موهن"، "نفرت انگیز" و "غیر قابل توجیه" بوده است.
رئیس جمهوری آمریکا به بهمن کلباسی، خبرنگار تلویزیون فارسی بی بی سی در نیویورک گفت: "به ویژه به این دلیل که او (آقای احمدی نژاد) چنین اظهاری کند، آنهم اینجا در منهتن، تنها در فاصله ای کوتاه از جایی که حادثه اتفاق افتاد، جایی که خانواده ها عزیزانشان را از دست دادند، مردمی از تمام مذاهب و قومیت ها، که این را بزرگترین تراژدی نسلشان قلمداد می کنند، اینکه او چنین چیزی بگوید، قابل توجیه نیست و با واکنشی که ملت ایران در زمان حادثه نشان دادند، در تعارض است."
آقای اوباما یادآور شد: "آن زمان عده ای [در ایران] شمع به دست شب زنده داری کردند، احساسات انساندوستی که در ایران ابراز شد شدت اختلاف بین عملکرد رهبری و رژیم ایران از یک سو و اکثریت مردم ایران را از سوی دیگر نشان می دهد. اکثریتی که نسبت به این مسایل با احترام و تعقل فکر می کنند."
آقای احمدی نژاد روز پنجشنبه در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از احتمال دست داشتن بخش هایی از دولت آمریکا در حادثه ۱۱ سپتامبر سخن گفته بود.
او گفته بود که سه نظریه درباره چگونگی وقوع این حملات وجود دارد که بر اساس یکی از آنها، حملات "توسط بخش هایی از دولت آمریکا و برای ایجاد تغییر در روند نزول اقتصاد آمریکا و سیطره او بر خاورمیانه و همچنین نجات رژیم صهیونیستی" انجام شده است و "اکثریت مردم آمریکا و ملت ها و سیاستمداران بر این باورند."
دیپلمات های آمریکا و شمار دیگری از دیپلمات های کشورهای غربی به نشانه اعتراض به این اتهام، سالن محل سخنرانی را ترک کرده بودند.کلیک
خبرنگار تلویزیون فارسی بی بی سی در نیویورک، از آقای اوباما پرسید: "در اولین پیام ویدیویی خودتان که در ماه مه سال ۲۰۰۹ به مناسبت سال نوی ایرانی منتشر کردید، دولت و مردم ایران را خطاب قرار دادید و گفتید که به دیپلماسی متعهد هستید، همچنین گفتید که گفتگو در مورد همه مسائل موجود، تنها زمانی امکان موفقیت دارد که هیچ تهدیدی در کار نباشد. گفتید که با تهدید کارها جلو نمی رود. با وجود این، دولت شما در بیشترین بخش امسال، نه تنها ایران را به تحریم تهدید می کرد، بلکه نهایتا تحریم هایی را اعمال کرد که به گفته دولت شما فلج کننده است. برای کسانی که این رفتار را دور شدن از وعده "تهدید نکردن و توسل به دیپلماسی صرف" قلمداد می کنند، چه پاسخی دارید؟"
رئیس جمهوری آمریکا افزود: "اما دولت ایران این کشور را در مسیری قرار داده که باعث شده تمام دنیا آن را محکوم کنند. به اعتقاد من بسیار مهم است که درک کنیم تحریم هایی که امسال وضع شد، به این دلیل بود که در بین امضاءکنندگان پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای، ایران تنها کشوری است که نتوانسته جامعه بین المللی را متقاعد کند که برنامه هسته ای اش صلح آمیز است. این تنها قضاوت من نیست، این قضاوت کشورهای جهان است، از جمله کشورهایی مانند روسیه و چین که معمولا در وضع تحریم علیه بقیه کشورها با احتیاط زیاد عمل میکنند. اما آنها هم دائما رفتاری از دولت ایران دیده اند که نشان می دهد برنامه هسته ایران از قوانین بین المللی متابعت نمی کند. و این خطر بالقوه ای برای منطقه است."
آقای اوباما گفت: "این انتخابی است که رژیم ایران کرده. آنها می توانند انتخاب دیگری کنند و ما از اینکه انتخاب دیگری کنند، یعنی مسئولانه رفتار کنند، استقبال می کنیم. در این صورت، آنها خواهند توانست حقوقشان برای برنامه صلح آمیز هسته ای را تحت معاهده منع گسترش سلاحهای هسته ای حفظ کنند."
او گفت که چنین تصمیمی از سوی مسئولان ایرانی می تواند به لغو تحریم ها منجر شود و امکان بازگشت ایران به جامعه بین المللی را فراهم کند که منافعی سرشار برای مردم ایران خواهد داشت.
آقای اوباما با اشاره به اینکه نشانه اتخاذ چنین تصمیمی را در رفتار حاکمان ایران نمی بیند افزود: "این طور نیست که ما خواسته باشیم ایرانی ها را مجازات کنیم. بلکه به نظر من، مسئله در نهایت این است که حکومت ایران با بیشتر منزوی کردن این کشور، به منافع مردم خود خیانت می کند".
خبرنگار بی بی سی از رئیس جمهوری آمریکا پرسید که با توجه به تحریم های سی ساله علیه ایران، چه چیزی باعث شده که دولت آمریکا گمان کند این بار تحریم ها اثری متفاوت بر رفتار حکومت ایران خواهد داشت.
آقای اوباما گفت: "تضمینی وجود ندارد. این رژیم نشان داده که در برابر رعایت هنجارهای اولیه بین المللی خیلی مقاومت می کند، همین طور در برابر تمایل به شرکت در مذاکرات جدی درباره یک برنامه اتمی که در منطقه و جهان، ترس و بی اعتمادی زیادی ایجاد کرده است. اما به اعتقاد ما تحریم ها هزینه ها را برای دولت ایران بالا می برد. هدف بیشتر این تحریم ها رژیم ایران است. رژیمی نظامی که امیدوارم مسئولان آن به مرور زمان با خود بیندیشد و به این نتیجه برسد که این مسیر بهترین مسیر برای مردم نیست. این بهترین مسیر برای ایران نیست. کشوری که ریشه در تمدنی باورنکردنی دارد. کشوری که میزان سواد آموختگی در آن از خیلی کشورهای دنیا بالاتر است. ایران اگر درهای خود را به تبادل و تجارت با بقیه کشورهای باز کند، قابلیت نهفته فوق العاده ای برای نایل شدن به موفقت اقتصادی دارد. اما، برای اینکه چنین بکند، به اعتقاد من رژیم ایران باید مسیر متفاوتی از آنچه اخیرا پیش گرفته، انتخاب کند."
خبرنگار بی بی سی از آقای اوباما پرسید: "از افزایش هزینه ها حرف می زنید، اما خیلی ها استدلال می کنند که این تحریم ها به مردم معمولی ایران لطمه می زند. هر روز گزارش هایی می رسد از بازرگانان خردی که عمدتاً به دلیل اینکه بانک ها به آنها خدمت نمی دهند، قادر به وارد کردن کالا نیستند، از وسایل یدکی گرفته تا دارو. قیمت مواد غذایی رو به افزایش است چرا که در مسیرهای حمل و نقل، دیگر کسی آنها را بیمه نمی کند. تحریم های قدیمی هم هست. مانند نفروختن هواپیما به ایران. تا کنون خیلی ها بر اثر سقوط هواپیما در ایران کشته شده اند. آیا نگران نیستید که همه این وقایع، نتیجه منفی به دنبال داشته باشد؟ شاید مردم ایران به آمریکا نگاه می کنند و از خود می پرسند چرا ما باید مجازات شویم؟"
رئیس جمهوری آمریکا پاسخ داد: "معلوم است که نگران مردم ایران هستم. آنها می خواهند زندگی شان را بکنند. کشورشان قابلیت های زیادی دارد. سوال این است که آیا حکومت ایران می تواند رویکردی متفاوت اتخاذ کند که به جای آسیب رساندن به مردم ایران، به سود آنها باشد؟ در حال حاضر، حکومت ایران چنین رویکردی در پیش نگرفته است. اکنون آنچه دولت ایران گفته، این است که ایستادن در برابر جامعه بین المللی و ادامه دادن یک برنامه پنهان هسته ای، برایش مهم تر از رفاه مردم است."
آقای اوباما گفت: "من در آغاز دوران ریاست جمهوری ام، با تحمل مقداری هزینه سیاسی بر سر کار آمدم. چون واضح است مردم آمریکا، از رابطه داشتن با کشوری که رئیس جمهوری اش چنین حرف های مشمئز کننده ای می زند، پرهیز دارند. اما اعتقاد من این بود که برای خروج از وضعیتی که از سال ۱۹۷۹ برقرار بوده باید راهی پیدا کرد."
اما او افزود که از نظر او حکومت ایران مایل نیست رفتار خود را تغییر دهد: "بنابراین وقتی مردم ایران از خود می پرسند که چرا نمی توانیم قطعه یدکی بخریم یا چرا قیمت مواد غذایی رو به افزایش است، یا اینکه تهیه مواد اساسی دشوار شده، باید نگاهشان به مدیریت کشورشان باشد. هم از نظر مدیریت اقتصادی، هم از این نظر که تعیین کنند چه چیزی در اولویت است. اینکه به یک برنامه هسته ای پنهان ادامه بدهند، یا اینکه مردم رفاه داشته باشند. به اعتقاد من مسیری که حکومت ایران پیش گرفته، بسیار اشتباه است. اما هنوز می توانند مسیرشان را تصحیح کنند."
خبرنگار بی بی سی از آقای اوباما پرسید که اگر تحریم ها اثر نکند، گزینه های دیگر آمریکا چیست؟
او گفت: "فکر می کنم گزینه های زیادی وجود دارد اما از این گزینه ها در مشورت با جامعه بین المللی استفاده خواهد شد. ما واقعا ترجیح می دهیم که مشکلات از راه دیپلماتیک حل و فصل شود. فکر می کنم، این به نفع ایران و همچنین به نفع جامعه بین المللی است. به نظر من حل مشکلات از این طریق همچنان امکانپذیر است، اما این مستلزم تغییر در ذهنیت و رویکرد حکومت ایران خواهد بود."
از آقای اوباما سئوال شد: "بسیاری از ایرانی ها که ناظر تحقق این سناریو هستند، شباهتی می بینند با روندی که به جنگ عراق انجامید. یعنی صدور قطعنامه های پی در پی سازمان ملل متحد، تحریم های اقتصادی سخت تر و سرانجام حرف های گاه و بیگاه درباره جنگ و حملۀ نظامی. شما به آنهایی که نگرانند روزی با حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران از خواب بیدار شوند چه می گویید؟"
او پاسخ داد: "آنچه مردم باید به خاطر بسپارند این است که من جنگ را دست کم نمی گیرم. من مخالف جنگ با عراق بودم. من علاقمند به حل و فصل دیپلماتیک مسائل هستم. ما خیلی روشن و واضح گفته ایم که دولت جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران حق بهره مندی از برنامه صلح آمیز هسته ای و انرژی صلح آمیز هسته ای را دارند. این حقی است که همه اعضای پیمان منع جامع گسترش تسلیحات هسته ای دارند."
آقای اوباما افزود: "حکومت ایران، خود گفته که علاقه ای به سلاح های هسته ای ندارد. این موضع رسمی آنهاست. خوب، باید ساز و کاری باشد که آنها بتوانند به جامعه بین المللی، از جمله آژانس بین المللی انرژی اتمی، نشان بدهند که برنامه هسته ای شان واقعا همینطور است که می گویند. اگر دولت ایران این گام های سازنده را بردارد و به طور جدی مذاکره کنند، در آن صورت نه تنها تهدید جنگ برطرف خواهد شد، بلکه تحریم های فعلی هم برداشته خواهد شد."
مابقی این خبر مهم و جالب را در ادامه مطلب بخوانید
مقامات ایران می گویند که در جریان انفجار یک بمب در حاشیه مراسم رژه نیروهای مسلح در شهر مهاباد، دست کم ۱۲ نفر کشته و ده ها نفر مجروح شده اند.
به گزارش خبرگزاری رسمی دولت ایران، وحید جلال زاده، استاندار استان آذربایجان غربی گفت که این "انفجار تروریستی" صبح امروز چهارشنبه، ۳۱ شهریور (۲۱ سپتامبر) روی داده و "تقریبا همه مجروحان و شهیدان حادثه" زنان و کودکان بوده اند.
آقای جلال زاده گفت که "عوامل ضد انقلاب با هدف انتقام گیری از مردم همیشه در صحنه مهاباد دست به این عمل ددمنشانه زدند" و هدف آنها "دلسرد کردن مردم مهاباد" بوده است.
آقای جلال زاده همچنین در گفت و گو با خبرگزاری مهر گفت که به نیروهای نظامی حاضر در مراسم رژه آسیبی نرسیده است.
او گفت: "فعلا در حال بررسی ابعاد این حادثه هستیم و به زودی اطلاعات کامل آن را منتشر می کنیم".
دکتر غلامرضا معصومی، رئیس اورژانس کشور در مورد این حادثه به خبرگزاری ایسنا گفته است که حال ۱۵ تن از حادثه دیدگان وخیم است و این عده برای درمان به شهر ارومیه، مرکز استان منتقل شده اند.
اجلال قوامی، سخنگوی سازمان حقوق بشر کردستان به بی بی سی فارسی گفت که این انفجار در پی درگیری های مسلحانه چند روز اخیر در شهر سقز، در نزدیکی مهاباد روی داده، اما هنوز هیچ شخص یا گروهی مسئولیت انفجار امروز یا درگیری های روزهای گذشته سقز را به عهده نگرفته است.
مسعود کردپور، روزنامه نگار ساکن مهاباد هم به بی بی سی گفت که گفته می شود چند مأمور انتظامی و یک کودک هم در جریان درگیری های اخیر شهر سقز کشته شده اند.
او وضعیت فعلی شهر مهاباد را "متشنج" و "امنیتی" توصیف کرد.
در این حال تلویزیون ها و رسانه های اینترنتی کرد زبان از انتشار اطلاعیه ای توسط حزب پژاک خبر داده اند که در آن انفجار امروز مهاباد محکوم شده است.
بر اساس این گزارش ها، پژاک ضمن محکوم کردن شدید این انفجار، اعلام کرده است که اعضای این حزب ارتباطی با آن نداشته اند.
پژاک یا "حزب حیات آزاد کردستان" یک گروه مسلح چپگرا است که در کردستان ایران فعالیت می کند.
گزارش ها از تهران حاکی از این است که خانواده های دو تن از فرماندهان سرشناس ایران که در جنگ عراق کشته شده اند، در مقابل خانه مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت مورد حمله قرار گرفتند.

یک منبع نزدیک به خانواده حمید باکری روز چهارشنبه ۳۱ شهریور (۲۲ سپتامبر) به بی بی سی فارسی گفت که این حمله هنگامی رخ داد که خانواده های حمید باکری و محمد ابراهیم همت قصد دیدار دوباره با مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت در ایران را داشته اند.
بر اساس این گزارش همسر حمید باکری در اثر گاز اشک آور دچار اختلال دید شده است و احسان باکری، پسر حمید باکری نیز برای ساعاتی بازداشت شده است.
سایت کلمه، پایگاه خبری نزدیک به میرحسین موسوی نیز گزارش کرد که خانواده های باکری و همت که صبح امروز از حضور در خانه آقای موسوی، از دیگر رهبران مخالفان دولت ایران به وسیله نیروهای امنیتی منع شده بودند، قصد دیدار با آقای کروبی را داشته اند که با حمله نیروهای لباس شخصی با استفاده از گاز اشک آور رو به رو شدند.
سایت کلمه درباره بازداشت احسان باکری نوشت: "احسان باکری، پسر حمید باکری، پس از اینکه یکی از لباس شخصی ها مادرش را با اسلحه تهدید کرد، به او اعتراض کرد و در نتیجه بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد."
همچنین به گزارش کلمه این دو خانواده صبح روز چهارشنبه، همزمان با سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق قصد دیدار با میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران جنگ و از رهبران مخالفان دولت را داشته اند، اما "پس از معطلی طولانی در میدان پاستور و ممانعت نیروهای امنیتی از دیدار آنها با موسوی، مجبور به بازگشت شدند."
در این حال "سحام نیوز"، سایت نزدیک به آقای کروبی، از دیدار روز گذشته این دو خانواده با مهدی کروبی خبر داده است.
بر اساس این گزارش، آقای کروبی در این دیدار گفت: "این دو شهید خدمات زیادی را برای این ملت انجام دادند اما متاسفانه بعد از ارتحال امام، خانواده این دو عزیز با بی مهری هایی مواجه شدند. به طوری که صلاحیت همسر شهید باکری در مجلس چهارم رد شد."
دو روز پیش سایت کلمه نامه ای از فاطمه امیرانی، همسر حمید باکری خطاب به سرلشگر محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران منتشر کرده بود.
خانم امیرانی در این نامه از برخوردهای صورت گرفته پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته به شدت انتقاد کرد و نوشت: "از اولین ساعات پس از اعلام نتایج با روشی غیر منطقی و غیر انسانی با مردم برخورد کردید. واقعا پاسخ سوال خانواده های باکری و همت در مورد ابهامات برگزاری انتخابات باید با باتوم فرود آمده بر فرق مصطفی همت می بود یا شوکری که به نا حق بر گردن احسان باکری نشست؟"
حمید باکری، مهدی باکری و محمد ابراهیم همت از سرشناس ترین فرماندهان سپاه در دوران جنگ ایران و عراق بودند که در جریان نبرد با نیروهای عراقی کشته شدند.

![]() |
![]() |

معاون اول رئیس جمهوری ایران با بی اثر خواندن تحریم های بین المللی گفت که ایران برای مقابله با تمامی محدودیت های جدید، از پیش برنامه ریزی کرده و "تمامی تهدیدها را به فرصت" تبدیل خواهد کرد.
محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهوری ایران، روز دوشنبه ۱۸ مرداد (نهم اوت) گفت: "دلار و یورو را از سبد ارزی خارج خواهیم کرد و جای آن ریال و پول هر کشوری که با ما همکاری کند را قرار می دهیم؛ چرا که این ارزها را نجس می دانیم و نفت را هم به دلار و یورو نخواهیم فروخت".
معاون اول آقای احمدی نژاد همچنین با انتقاد از تمایل مصرف کنندگان ایرانی به خرید کالاهای خارجی اعلام کرد که "تعرفهها را ۲۰۰ درصد بالا می بریم و آنقدر زیاد می کنیم تا کسی نتواند کالاهای خارجی را بخرد؛ چرا که نباید اجناس دشمن خود را خریداری کنیم".
آقای رحیمی که در همایش روسای آموزش و پرورش سخن می گفت با اشاره به تحریمهای جدید علیه خطوط کشتیرانی ایران، اعلام کرد که با تشکیل کنسرسیومی از شرکتهای بیمه داخلی، از این پس کشتیهای ایرانی تحت پوشش شرکت های بیمه ایرانی قرار خواهند گرفت و در آیندهای نزدیک، کشتی های خارجی نیز می توانند از خدمات بیمهای داخل ایران استفاده کنند.
او درباره راههای خنثی کننده تحریمهای جدید علیه کشتیرانی ایران نیز گفت که دولت با ابلاغ بخشنامه از تمامی واحد های تجاری خواسته است تا کالای خود را برای ترانزیت به خطوط کشتیرانی ایرانی بسپارند.
تحریم های جدید علیه صنعت کشتیرانی ایران منجر به آن شده است که بسیاری از شرکت های بزرگ بیمه جهان از جمله لویدز لندن، در ارایه خدمات بیمه ای به کشتی های ایرانی تجدید نظر کنند.
پیشتر و به منظور خنثیکردن این تحریم ها، محمد جواد فرشباف، رئیس کل بیمه مرکزی ایران (پنجم مرداد - ۲۷ ژوئیه) اعلام کرده بود که بیمه مرکزی ایران درصدد ایجاد کنسرسیومی از شرکت های بیمه است به گونهای که به صورت متحد صنعت کشتیرانی را تحت پوشش قرار دهد."
تحریمهای جدید علیه ایران شامل محدودیت هایی برای خطوط کشتیرانی این کشور است
معاون رئیس جمهوری ایران که اخیرا توسط برخی از نمایندگان مجلس به "فساد اقتصادی" متهم شده است، در بخشی دیگر از سخنرانی خود با صلح آمیز خواندن برنامه های هستهای این کشور گفت: "آنها ایران را به ساخت بمب اتمی متهم می کنند؛ در حالی که بمب اتمی در مکتب ما حرام است و حتی اگر بخواهیم بمب اتمی بسازیم، چه کسی را می خواهیم با آن بزنیم؟ اگر به اسرائیل حمله کنیم که تششعات آن به مسلمانان آسیب می زند".
وی همچنین به تاریخچه تحریمها علیه ایران اشاره کرد و گفت که در سه دهه گذشته تحریم های مختلفی علیه ایران و به منظور "جلوگیری از پیشرفت" این کشور وضع شده است اما اکنون رئیس جمهوری ایران "مانند کوه در برابر آنها ایستاده و همه آنها را دست انداخته و در آینده نزدیک در سازمان ملل متحد ضربه آخر را به آنان خواهد زد".
به نظر می رسد منظور آقای رحیمی سفر ماه آینده رئیس جمهور ایران به آمریکا باشد که طی آن آقای احمدی نژاد عازم نیویورک خواهد شد و مانند سالهای گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به سخنرانی خواهد کرد.
در همین حال، شمس الدین حسینی، وزیر اقتصاد و دارایی ایران با انتقاد از صدور قطعنامههای جدید علیه برنامه هستهای ایران گفته است که "تحریمها به هیچ وجه موثر نیست و با گذشت زمان به عهدنامه شعب ابوطالب که موریانهها آن را خوردند تبدیل خواهد شد".
آقای حسینی افزایش ۳۲ درصدی شاخص بورس و افزایش چهار درصدی صادرات غیر نفتی در ماه های نخست سال جاری را از دلایل "بی اثری" تحریمهای جدید علیه ایران اعلام کرد و از تلاش دولت ایران برای تسهیل سرمایه گذاری خارجی در این کشور خبر داد.
آقای حسینی که سخنگوی اقتصادی دولت نیز هست همانند معاون اول رئیس جمهوری ایران، تشکیل کنسرسیوم شرکت های بیمه ایرانی را راه حلی برای مقابله با تحریمهای جدید علیه خطوط کشتیرانی ایران برشمرد و اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها در نیمه دوم سال جاری را به عنوان یکی از اهداف اصلی دولت برای "سامان دهی" اوضاع اقتصادی دانست.
بسیاری کشورهای قدرتمند جهان، ایران را تحریم کرده اند تا از پیشرفت برنامه اتمی این کشور جلوگیری کنند، اما بعضی از مخالفان دولت ایران هم می گویند که گروهی از اعضای جناح حاکم، از اعمال تحریم های بین المللی علیه این کشور استقبال می کنند.

شبکه های تلویزیونی فارسی 2 و فارسی نیوز را هم شرکت پشتیبانی کننده فارسی 1 راه ا ندازی می کند. .براساس این گزارش، کمپانی بین المللی «نیوز کورپوریشن» در ادامه راه اندازی فارسی 1 که فقط سریال های تلویزیونی پخش می کند، با راه اندازی فارسی 2 قصد دارد انواع دیگربرنامه های تلویزیونی را نیز پخش کند.
بر همین اساس این کمپانی تحت نظر رابرت مرداک، برای رقابت با شبکه های صدای آمریکا و بی بی سی فارسی نیز که در بخش های خبری بیشترین بیننده را دارند، شبکه خبری فارسی نیوز را راه اندازی می کند تا برنامه های مختلف خبری پخش کند.
در همین حال مسوولان صدا و سیما با آگاهی از افتتاح این شبکه ها، از مدیران بخش های مختلف این سازمان موکدا خواسته اند تا با دقت و کیفیت بالاتری برنامه سازی کنند. این تاکید در شرایطی به تمام بخش های سازمان صدا و سیما ابلاغ شده است که پیش تر رییس و برخی مسوولان این سازمان تاثیر شبکه هایی همچون فارسی 1 در کاهش شدیدی مخاطبان رسانه ی ملی را تکذیب کرده اند!!./aligholombeh.com

روستاها و شهرهای مرزی غرب ایران در زمره مناطق محروم به حساب می آیند که در جنگ ایران و عراق بیشترین آسیب را متحمل شدند و با گذشت سال ها، شرایط این مناطق همچنان چندان مساعد نیست.
در مناطق مرزی کردستان، ایلام و آذربایجان غربی به دلیل بیکاری، یکی از راه های کسب درآمد، حمل کالاهای مختلف از کردستان عراق و ترکیه به ایران است.
اما کالاهایی که از این طریق وارد کشور می شود در برخی موارد به عنوان قاچاق ضبط می شود؛ این در حالی است که شهروندان مناطق مرز غربی می گویند که اگر حمل کالاها قاچاق است، چرا همچنان کارت تردد مرزی توسط مقامات محلی به افراد داده می شود؛ افرادی که تنها راه کسب درآمد آنها حمل کالا از آن طرف مرزهای ایران به داخل کشور است.
عثمان یکی از شهروندان سردشت، دلیل معاملات مرزی را نبود فرصت های شغلی در منطقه می داند و با اشاره به آمارهای رسمی می گوید: "آمار بیکاری در کردستان و ایلام بیش از دیگر استان های مرزی کشور است و مردم در این مناطق مجبورند در فصل گرم سال راهی کوره های آجرپزی شوند و بیش از ۱۵ ساعت در روز با درآمد بسیار کم کار کنند. راه دیگر هم روی آوردن به معاملات مرزی است."
به اعتقاد این شهروند سردشتی، صرف نظر از قانونی بودن و یا نبودن این معادلات مرزی، این مسئله از لحاظ عرفی پذیرفته است. کما اینکه فرمانداری سردشت هشت هزار کارت تردد مرزی برای مردم این شهر و روستائیان آن صادر کرده است.
در حالی که ساکنین این مناطق، معاملات مرزی انجام می دهند و یا برخی از آنها دست به قاچاق کالا می زنند، نیروی انتظامی در خلال سال های اخیر در مواردی اقدام به تیراندازی به افراد و یا احشام کرده است که این حرکت به گفته ساکنین محلی نوعی "اعدام" محسوب می شود.
نیروی انتظامی دلیل این برخورد را مبارزه با قاچاق کالا عنوان می کند، اما بعضی از اهالی منطقه و گروهی از فعالان مدنی معتقدند که این برخورد "بسیار خشن" است.
شهروند سردشتی
عثمان، شهروند سردشتی با اشاره به سردرگمی مردم منطقه از در دست داشتن کارت تردد مرزی از یک سو و متهم شدن به قاچاق از سوی دیگر، به یکی از موارد برخودرهای نیروی انتظامی اشاره می کند و می گوید: "متاسفانه خبردار شدیم که در پی حمله به یک کاروان در روستایی به نام درمان آباد حدود ۶۰ قاطر کشته شدند و یک جوان ۱۵ ساله نیز جان خود را از دست داده است."
به گفته این شهروند سردشتی، آمار افراد کشته شده توسط نیروی انتظامی در دو - سه سال اخیر افزایش پیدا کرده و اخیرا این کشتار به احشام و چهارپایان هم سرایت پیدا کرده و استدلال ماموران انتظامی این است که "ما این حیوانات را می کشیم تا مردم برای معاملات مرزی و قاچاق از آنها استفاده نکنند".
زینال حاجی زاده، فعال مدنی در این مورد می گوید: "کشتار حیوانات حمل کننده بار در مناطق مرزی غربی مرسوم نبوده است و حدود یک سال است که کشتار حیوانات به صورت فله ای توسط نیروی انتظامی رایج شده است. با این حال، ساکنین منطقه گفته اند که نیروی انتظامی بارها نسبت به این مسئله هشدار داده و اعلام کرده که این حیوانات اسباب قاچاق هستند."
اما آقای حاجی زاده معتقد است که راهکارهای دیگری به غیر از کشتن حیوانات نیز وجود دارد. این حیوانات به گفته او صرفا اسباب قاچاق نیستند و تنها منبع امرار معاش مردم مناطق مرزی هستند.
مسئولان نظامی و انتظامی در منطقه غرب بارها اعلام کرده اند که با قاچاق هر نوع کالا برخورد می کنند اما به گفته ساکنین منطقه، در موارد متعددی ماموران به داخل روستاها و شهرهای کوچک رفته و احشام داخل روستا را هدف قرار داده اند.
عثمان، که خود یکی از شاهدان کشتار چهارپایان در یکی از روستاهای سردشت بوده است، می گوید: "ماموران انتظامی وارد روستا شدند و با این ادعا که احشام داخل روستا جنس قاچاق وارد کشور کرده اند، سه راس اسب را با تیراندازی از بین بردند. این در حالی بود که هیچ کالای قاچاقی بر بار این حیوانات دیده نمی شد، شاید بارها جایی مخفی شده بود اما در آن زمان که حیوانات را کشتند هیچ بار قاچاقی وجود نداشت."
چند حیوان کشته شده
به گفته مرزنشینان غرب کشور بارها نسبت به این برخودرها اعتراض شده و مردم درخواست رسیدگی داشته اند. تنها در یکی از موارد، فردی که ۱۳ راس اسبش با تیراندازی کشته شده بودند، با شکایت به دادسرا توانست حکم بگیرد و دادسرا، پرونده را برای کارشناسی ارجاع کرد تا ارزش اموال از بین رفته برآورد شود.
برخی فعالان مدنی می گویندکه همه صاحبان این احشام قاچاق کالا انجام نمی دهند. آقای حاجی زاده می گوید برخی از این افراد اجازه دارند "کول بری " کنند، یعنی کالاهای مختلف را به دوش گرفته و از آن سوی مرز به ایران حمل کنند. در همین حال برخی افراد ترجیح می دهند احشام به جای آنها این بارها را حمل کنند، که در اصل صاحب اصلی این معاملات نیز حمل کننده بارها نیستند، بلکه این افراد مقدار ناچیزی پول دریافت می کنند که کالاها را وارد ایران کنند.
عثمان نیز به مشکلات اقتصادی صاحبان این احشام و مشکلات اهالی این مناطق پس از کشتن احشام اشاره می کند و می گوید: "در مناطقی مثل پیرانشهر، سردشت، بانه و مریوان [کشتن احشام] به طور گسترده روی می دهد. در تابستان سال گذشته در روستای کوچکی اطراف سردشت، هشت راس اسب کشته شدند و بوی تعفن ناشی از کشتن اسب ها در سطح روستا پخش شد و مردم حتی برای گردآوری محصولات کشاورزی از بوی بد این حیوانات قادر به رفتن بر سر زمین هایشان نبودند. در عین حال این مسئله آثار زیست محیطی شدیدی نیز به همراه دارد."
به گفته فعالان مدنی، مردمی که در مناطق مرزی زندگی می کنند عموما از اقشار کم درآمد جامعه هستند و احشام تنها منبع درآمد آنها برای کسب و کار است.
یکی از راهکارهای ارائه شده برای عدم کشتار حیوانات مرزنشینانی که معاملات مرزی انجام می دهند، ایجاد فرصت های شغلی و یا تدوین قوانین مناسب برای جلوگیری از قاچاق کالا است.
به اعتقاد صاحبنظران، کشتن حیوانات و یا افرادی که دست به جا به جایی کالا می زنند تنها به فقیرتر شدن و افزایش خشونت در منطقه دامن می زند.
رهبران كشورهای حوزه خلیجفارس طی سالهای اخیر تلاشهای فراوانی را صرف افزایش توان نظامی خود كرده و مبالغ كلانی از درآمدهای سرانه كشورشان را به برنامههای دفاعی و تسلیحاتی اختصاص دادهاند. در این راستا موسسه بینالمللی «استكهلم» در تابستان سال جاری كتابی تحتعنوان (SIPRI Yearbook 2010) منتشر كرده است.
بنا بر گزارشهای این كتاب، از سال 1988 تا اوایل سال 2009 كشورهای عربی حوزه خلیجفارس از قبیل عمان هزینههای نظامی خود را از 11.2 میلیارد دلار به چهار میلیارد دلار، كویت از 31.3 به 58.4 میلیارد دلار، عربستان سعودی از 38.17 به 25.39 میلیارد دلار و بحرین از 232 به 751 میلیون دلار افزایش دادهاند. در عین حال به میزان سرمایهگذاری نظامی دو كشور قطر و امارات اشاره نشده است.
همچنین عراق سرمایهگذاری نظامی خود را از ابتدای سال 2005 تا 2009، از 84.2 به 81.3 میلیارد دلار افزایش داده است. همچنین كشورهای منطقه خاورمیانه مانند اسرائیل میزان سرمایهگذاری نظامی خود را از سال 1988 تا 2009 از 29.12 به 3.14 میلیارد دلار، لبنان از 263 میلیون دلار به 4.1 میلیارد دلار، سوریه از یك میلیارد دلار به 88.1 میلیارد دلار و تركیه از 92.9 به 19 میلیارد دلار افزایش دادهاند.
میزان سرمایهگذاری نظامی كشورهای منطقه خاورمیانه در سال 2009 بالغ بر 103 میلیارد دلار بوده كه در مقایسه با سال 2000، 40 درصد رشد كرده است. افزایش رشد سرمایهگذاری نظامی در میان كشورهای خاورمیانه درحالی انجام میشود كه برخی از كشورهای جهان از ابتدای سال 1988 تا سال 2009 بودجه نظامی خود را كاهش دادهاند. درهمین راستا میتوان به كشورهایی از قبیل آلمان كه هزینههای نظامی خود را از 36.69 به 48 میلیارد دلار، فرانسه از 71 به 31.67 میلیارد، بریتانیا از 25.71 به 27.69 میلیارد دلار، آرژانتین از 24.3 به 6.2 میلیارد دلار و آفریقا جنوبی از 94.4 به 92.3 میلیارد دلار كاهش دادهاند. همچنین براساس گزارشهایی كه در این كتاب منتشر شده، میزان سرمایهگذاری كشورهای سراسر جهان در امور نظامی برای سال 2010 بالغ بر 1531 میلیارد دلار پیشبینی شده است.
میزان سرمایهگذاری سالانه كشورهای شورای همكاری خلیجفارس
كشورهای عضو شورای همكاری خلیجفارس از سال 1997 تا سال 2006 بالغ بر 300 میلیارد دلار در زمینه خرید تجهیزات نظامی سرمایهگذاری كردهاند بهگونهای كه رتبه اول افزایش بودجه نظامی جهان در این سالها به كشورهای شورای همكاری خلیجفارس اختصاص دارد.
در واقع میزان سرمایهگذاری نظامی این كشورها حجم بالایی را در مقایسه با تولید ناخالص ملی به خود اختصاص داده است. عمان سال 2007 در مقایسه با دیگر كشورهای عضو شورای همكاری خلیجفارس در رتبه اول خرید تجهیزات نظامی قرار داشت. در این سال عمان 4.10 درصد، بحرین 2.3 درصد، كویت 8.3 درصد، قطر 5.2 درصد، عربستان سعودی 2.9 درصد و امارات 9.5 درصد از درآمد سرانه را صرف خرید تجهیزات نظامی كردهاند. همچنین كشورهای شورای همكاری خلیجفارس در سال 2008 جزو 15 كشور اول جهان قرار داشتند كه بیشترین درآمد سرانه را صرف تجهیز نیروهای نظامی خود كردهاند.
در این راستا عمان به تنهایی پس از آمریكا و اسرائیل رتبه سوم جهانی را از آن خود كرده است و دو كشور كویت و عربستان سعودی رتبههای پنجم و ششم را به خود اختصاص دادهاند. در پنج سال اخیر بیشترین سلاحهای نظامی توسط رهبران كشورهای منطقه خاورمیانه خریداری شده است. موسسه «جینز» سوئد، پیشبینی كرده كشورهای عربی تا سال 2020 میزان سرمایهگذاری خود را برای تجهیز نیروهای دریایی به 5.17 میلیارد دلار افزایش میدهند. بهگونهای كه دراین راستا رهبران جهان عرب مذاكرات مختلفی جهت ارتقای سیستم هوایی و سلاح و تجهیزات زمینی با كشورهای مختلف غربی داشتهاند و انتظار میرود در سالهای آتی معاملات دو طرف عربی و غربی به مرحله نهایی برسد. دراین زمینه میتوان به تلاشهای اخیر دو كشور كویت و امارات عربی متحده برای خرید جنگندههای «رافائل» فرانسه اشاره كرد.
دو كشور كویت و امارات مبلغی بین 4.5 تا 7.6 میلیارد دلار جهت خرید جنگنده رافائل از فرانسه اختصاص دادهاند. مقامات فرانسه 19 ژوئن 2009 در اینباره اظهار داشتند كه مراحل نهایی عقد این قرارداد در حال انجام است. همچنین نیكلا ساركوزی رئیسجمهور فرانسه در آخرین سفر خود به كویت كه در فوریه 2009 انجام شده بود، اظهار داشت مذاكرات دو كشور فرانسه و كویت، در زمینه فروش 18 تا 28 جنگنده رافائل به كویت پیشرفت خوبی داشته است.
از سوی دیگر شركت بوئینگ آمریكا ژانویه سال 2010 اعلام كرد امارات عربی متحده پس از قطر دومین كشور منطقه خاورمیانه است كه قراردادی برای خرید هواپیماهای نظامی «سی 17» منعقد كرده كه براساس این قرارداد قرار است، چهار فروند از هواپیمای سی 17 در سال 2011 و 2 فروند دیگر سال 2012 در اختیار این كشور قرار گیرد. مقامات آمریكا نیز در ابتدای سال 2008 اعلام كردند درصدد هستند عربستان و دیگر كشورهای منطقه خلیجفارس را به بمبهای هوشمند (JDAM) مجهز كنند.
منبع: فرهیختگان/ الحیاه
نوشته نویسنده:

پایگاه اطلاع رسانی دولت ، ۲۲ تیر (۱۳ ژوئیه) خبر داد که "هیات فقهی و حقوقی" مامور شده از سوی آیت الله خامنه ای برای بررسی وقف دانشگاه، این وقف را خلاف قانون و شرع اعلام کرده است.
این هشتمین باری است که پای رهبر جمهوری اسلامی، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، به پرونده دانشگاه آزاد اسلامی کشیده می شود.
خبر اخیر، یک هفته بعد از آن منتشر شده که رهبر جمهوری اسلامی، با صدور علنی دو "حکم" جداگانه خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد، با ابراز نارضایتی از "گفت وگوهای ملالانگیز" و "اختلافات ملال انگیز" مسئولان بر سر دانشگاه آزاد، دستور داد که "فعلا" هم وقف دانشگاه آزاد و هم تصویب اساسنامه جدید آن متوقف شود.
مرور سابقه چهار ساله درگیری مستقیم یا غیر مستقیم رهبر جمهوری اسلامی در پرونده دانشگاه آزاد، این پرسش را برجسته می کند که چرا ورودهای مکرر آیت الله خامنه ای به این پرونده، تاکنون نتوانسته است تکلیف آن را یکسره کند؟
احتمالا بخشی از پاسخ این سوال، به تنزل جایگاه رهبر جمهوری اسلامی به عنوان "مرجع فیصله بخش" اختلافات حکومتی باز می گردد. آیت الله خامنه ای، حتی در دوران اصلاح طلبان، با "حکم حکومتی" خود قادر به تعیین تکلیف پرونده های مهم بود، اما در زمان آقای احمدی نژاد، دفعات دخالت ناگزیر او در اختلافات میان ریاست جمهوری و سایر نهاد های نظام به قدری زیاد شده که ظاهرا درجه حساسیت نهادهای نظام به احکام رهبری کاهش یافته است.
اما ملاحظات عمومی مربوط به جایگاه رهبری، تمام پیچیدگی های پرونده دانشگاه آزاد را توضیح نمی دهد. چرا که در این پرونده، میزان سرسختی و سماجت طرفین اختلاف - که شناخته شده ترین آنها محمود احمدی نژاد و اکبر هاشمی رفسنجانی هستند- به گونه ای نامتعارف بالاست؛ تا جایی که آیت الله خامنه ای هفته پیش در حکم خود خطاب به دو طرف، دو بار از کلمه "ملال انگیز" در توصیف اختلافات آنها استفاده کرد.
در توضیح این سرسختی نامتعارف نیز، تاکنون به دلایل متنوعی اشاره شده است؛ از ارزش مالی ۴۰ هزار میلیارد تومانی سرمایه های دانشگاه آزاد گرفته، تا اهمیت سیاسی و اجتماعی این نهاد که در سرتاسر کشور و حتی در کوچک ترین شهرها حضور موثر دارد.
اما جنبه هایی از اختلافات مربوط به دانشگاه، حتی در چهارچوب جنگ قدرت میان نیروهای منسوب به رئیس جمهوری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز قابل تحلیل نیستند.
مهم ترین جنبه نامعمول این اختلافات آن است که به طرز بی سابقه ای، تقسیم بندی های رایج میان نیروهای مدافع و منتقد دولت به هم ریخته است. تا جایی که به عنوان نمونه، به محض شروع فشار محمود احمدی نژاد علیه دانشگاه آزاد، ۲۱۲ نماینده مجلس هفتم، که اکثریت آن همسو با دولت بود، به ناگهان به مقابله علنی با موضع آقای احمدی نژاد پرداختند.
عجیب تر آنکه در مجلس هشتم هم مشابه این رفتار تکرار می شود و این بار، حتی تذکر رئیس مجلس در مورد نهی رهبر از ورود قوه مقننه به حیطه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، نمایندگان را از لغو مصوبه این شورا در مورد دانشگاه آزاد باز نمی دارد؛ هر چند آنها بعدا، مجبور به پس گرفتن نظر خود می شوند.
به این ترتیب، در مورد خاص پرونده دانشگاه آزاد، عده ای از سرسخت ترین متحدان محمود احمدی نژاد، عملا در مقابل او قرار گرفته اند. حتی مسئولی چون سعید مرتضوی دادستان سابق تهران هم، که در حساس ترین پرونده های امنیتی همراه و محرم رئیس جمهوری بوده، در پرونده دانشگاه آزاد در سوی مقابل ایستاده و ابایی از مقابله شدید با برخی مخالفان رئیس دانشگاه آزاد نداشته است.
یک وجه مشترک تامل برانگیز آقای مرتضوی و بسیاری دیگر از محافظه کاران همسو با دولت که در مورد خاص دانشگاه آزاد حاضر به همراهی با رئیس جمهوری نشده اند، این است که دانش آموختگان یا دانشجویان این دانشگاه هستند.
یکی از انتخاب های هوشمندانه مدیریت این دانشگاه از ابتدای تاسیس، که نفوذ آن در دستگاه های مختلف حکومتی را در سال های بعد تضمین کرده، فراهم کردن امکان تحصیل برای مسئولان مملکتی بدون نیاز به گذراندن کنکور بوده است. امکانی که باعث شده تا نمایندگان مجلس، مدیران اجرایی یا قضات، به محض تصدی پست، به لطف دانشگاه آزاد از امکان ارتقا به مراحل تحصیلی بالاتر برخوردار باشند.
دیگر انتخاب مهم دانشگاه آزاد در همین ارتباط آن بوده که مدیران این دانشگاه، تاکنون همچون "رازداران" امین مدیران نظام در زمینه سوابق تحصیلی آنها در دانشگاه آزاد عمل کرده و تقریبا هرگز - حتی در میانه شدیدترین درگیری های سیاسی - از این گونه سوابق به عنوان اهرم فشار علیه رقبا استفاده نکرده اند.
این شیوه، کاملا در مقابل روش محافظه کاران حاکم بر دولت و مجلس قرار دارد که تاکنون نه تنها علیه رقبای سیاسی، که در مورد همکاران خود هم به کرات از ابزار "افشاگری" – حتی در مورد مسائل مربوط به زندگی خصوصی – استفاده کرده اند.
این در حالی است که در میان دولت های ایران، شاید هیچ کدام به اندازه دولت های محمود احمدی نژاد در معرض اتهام جعل مدرک تحصیلی قرار نداشته و حتی یک وزیر آن بر سر همین موضوع برکنار شده است. اتهامی که در واکنش به آن، شخص اقای احمدی نژاد تهدید کرده که از مدارک تحصیلی کلیه مسئولان مملکتی در بیست سال گذشته حسابرسی خواهد کرد.
این تهدید، تاکنون تنها در حد حرف باقی مانده و دولت نتوانسته در مقابل افشاگری های منتقدان به رواج مدارک تقلب در میان مسئولان اجرایی، اقدام متقابلی انجام دهد.
اما آیا در صورتی که آقای احمدی نژاد و همکاران وی دانشگاه آزاد را در اختیار بگیرند نیز، چنین وضعیتی قابل ادامه خواهد بود؟ احتمالا، حتی بسیاری از همفکران محمود احمدی نژاد نیز، نخواهند توانست پاسخ مطمئنی به این سوال بدهند.
همین عدم اطمینان، می تواند توضیح دهنده رفتار بسیاری از محافظه کاران بر سر پرونده دانشگاه آزاد اسلامی باشد.

شهرام امیری که روز چهارشنبه به ایران بازگشت گفته است اطلاعاتی در اختیار سازمان جاسوسی آمریکا قرار نداده است.
اما این مقام آمریکایی گفت خارجیانی که اطلاعات خوبی داشته باشند با توجه به درجه اهمیت این اطلاعات مبلغی دریافت می کنند.
وی افزود اگر این افراد به آمریکا پناه آورند، یک بسته مالی دراز مدت دریافت می کنند که بتوانند زندگی خود را تامین کنند: "آنها به ایالات متحده کمک کرده اند و ما هم در مقابل به آنها کمک می کنیم."
مقام یاد شده در مورد شهرام امیری گفت پولی که به شهرام امیری داده شد دیگر در اختیار او نیست: "او رفته، اما آن پول همچنان اینجاست. ما اطلاعاتش را داریم و ایران خود او را."
او افزود امنیت شهرام امیری اکنون در گروی این است مقام های امنیتی ایران "داستانهای خیالی" ربودن و شکنجه وی را باور کنند.
شهرام امیری گفته است سازمان های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل او را در جریان سفر مکه ربوده و به آمریکا آورده اند.
اما این مقام آمریکایی گفت شهرام امیری که نه ربوده و نه شکنجه شده، تنها بر روی "حماقت" ماموران امنیتی ایران قمار کرده است.
وی گفت این کارشناس ایرانی تصمیم گرفت بدون خانواده اش به آمریکا بیاید، اما مدتی بعد خواهان دیدن آنها شد و با "دروغگویی درباره آنچه رخ داد" راه "احمقانه ای" را برای پیوستن به همسر و فرزندش انتخاب کرد.
آقای امیری پنجشنبه، ۲۴ تیر حدود ساعت پنج و نیم صبح به وقت محلی وارد فرودگاه امام خمینی شد و از سوی خانواده اش و تعدادی از مقام های ایرانی از جمله حسن قشقاوی، از معاونان وزیر امور خارجه، مورد استقبال قرار گرفت.
شهرام امیری در بدو ورود به کشور اعلام کرد که دانشمند هسته ای نیست و آمریکا برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی در یک جنگ روانی او را به برنامه اتمی ایران مرتبط کرده بود.
خبرگزاری مهر به نقل از شهرام امیری گزارش داد: "من پژوهشگر ساده ای هستم که در یک دانشگاه کار می کنم و کار محرمانه ای انجام نمی دهم. علاوه بر آن درب دانشگاهی که بنده در آن مشغول فعالیت هستم، به روی همکاری باز است و کار محرمانه ای در آن صورت نمی گیرد."
خبرگزاری مهر به نقل از حسن قشقاوی نوشت: "مطلبی که شهرام امیری مطرح کرد کاملا روشن و زلال همچون آب است چرا که امیری یک پژوهشگر در یکی از دانشگاههای ایران است."
اما منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران روز چهارشنبه در پاسخ به این سئوال که آیا از شهرام امیری هنگام ورود به ایران مانند "یک قهرمان" استقبال می شود گفت: "باید اول ببینیم که در این دو سال چه گذشته و بعد ببینیم آیا او قهرمان است یا نه."
او که در پرتغال به سر می برد گفت: "باید برای ایران محرز شود که ادعاهای او در خصوص ربوده شدنش درست است."
روزنامه واشنگتن پست پیش تر به نقل از مقام های آمریکایی گزارش کرد سازمان سیا، بیش از پنج میلیون دلار به آقای امیری داد بود تا او در ازای آن، اطلاعاتی در مورد برنامه هسته ای ایران در اختیار این سازمان قرار دهد.
به نوشته واشنگتن پست، شهرام امیری ملزم به پس دادن این پول نیست اما بعد از قطع آنچه مقام های آمریکایی همکاری قابل توجه او با سیا خوانده اند، ممکن است نتواند به آن دسترسی داشته باشد.
در همین حال خبرگزاری مهر به نقل از آقای امیری گزارش داد:" آنها یک موبایل به بنده دادند و تا روز آخر تاکید داشتند که در صورت همکاری علاوه بر دادن ۵۰ میلیون دلار شرایط زندگی در یکی از کشورهای اروپایی را برایم فراهم خواهند کرد."

به گزارش خبرنگار بی بی سی در شهر کراچی، پاکستان، بعد از ظهر چهارشنبه تظاهراتی در اعتراض به محکومیت و اجرای حکم اعدام عبدالمالک ریگی، رهبر سابق گروه جندالله، برگزار شد و تظاهرکنندگان ضمن حمایت از دیدگاههای وی، علیه حکومت ایران شعار دادند.
روز یکشنبه این هفته مقامات قضایی ایران اعلام کردند که حکم اعدام عبدالمالک ریگی را که محاکمه و در ارتباط با چندین فقره قتل، آدم ربایی، بمب گذاری و سرقت مسلحانه محاکمه و محکوم شناخته شده بود، به اجرا گذاشته اند.
اوایل اسفند ماه سال گذشته، مقامات امنیتی ایران اعلام کردند که رهبر جندالله را در یک رشته عملیات اطلاعاتی پیچیده، هنگام عبور از حریم هوایی ایران به عنوان مسافر یک هواپیمای مسافربری قرقیز دستگیر کرده اند و تصاویری را هم از این ماجرا انتشار دادند.
اظهارات متفاوت برخی مقامات ایرانی هنگام اعلام خبر بازداشت رهبر جندالله و سخنان منابع پاکستانی و قرقیز در مورد این ماجرا باعث بروز ابهاماتی در مورد چگونگی دستگیری عبدالمالک ریگی و به خصوص نقش احتمالی سازمان های امنیتی پاکستان در آن شد.
پس از بازداشت عبدالمالک ریگی، گروه جندالله انتخاب رهبر جدیدی را اعلام کرد و شبکه های تلویزیونی دولتی ایران نیز در چند مورد آنچه را که اعترافات آقای ریگی خوانده می شد پخش کردند.
در این برنامه های تلویزیونی، رهبر جندالله، ضمن پذیرش تمامی اتهاماتی که به او وارد شده بود، از ارتباط گروه تحت رهبری خود با نهادهای اطلاعاتی غربی سخن گفت.
پیش از دستگیری عبدالمالک ریگی، مقامات دولت ایران اعلام کرده بودند که وی در پاکستان پناه گرفته و به تلاش های گسترده ای برای تحویل گرفتن او از پاکستان دست زدند.
'ملی گرایی نه جدایی طلبی'
تظاهرات روز چهارشنبه در کراچی توسط "جبهه ملی بلوچ" که خود را یک سازمان مدافع حقوق اقلیت بلوچ در پاکستان می خواند سازمان داده شده بود.
شرح مقامات ایرانی از ماجرای دستگیری ریگی ابهاماتی را در پی آورد
تظاهرکنندگان که تصویر بزرگی از عبدالمالک ریگی را به همراه داشتند با دادن شعارهایی، آنچه را که اقدامات ضد بلوچ حکومت ایران می خواندند محکوم کردند و عبدالمالک ریگی را از "قهرمانان خلق بلوچ" خواندند.
عبدالوهاب بلوچ، رهبر جبهه ملی بلوچ، جندالله را یک سازمان ملی گرای حامی حقوق اقلیت بلوچ در ایران توصیف کرد که حکومت ایران به دروغ آن را به تجزیه طلبی متهم می کند.
رهبر جبهه بلوچ گفت که حکومت ایران به سرکوب وسیع مردم بلوچستان دست زده و مقامات قضایی ایران را متهم کرد که تنها طی دو سال گذشته، دست کم هفتصد نفر را اعدام کرده اند. به گفته وی، تعدادی از رهبران دینی، فعالان سیاسی و روشنفکران بلوچ در میان اعدام شدگان بوده اند.
این درحالی است که ایران هیچ آماری را در این خصوص منتشر نکرده است.
عبدالوهاب بلوچ گفت که جبهه ملی بلوچ با گروه جندالله در تماس است و این دو سازمان در نظر دارند جبهه متحدی را برای حمایت از حقوق اقلیت بلوچ در ایران و پاکستان تشکیل دهند.
خبرنگار بی بی سی در کراچی می نویسد که گروه های ملی گرا همواره برای دولت مرکزی پاکستان دردسر ساز بوده اند اما این نخستین باری است که یکی از آنها با یک گروه خارجی اعلام همبستگی می کند.
پس از انتشار خبر اعدام عبدالمالک ریگی در روز یکشنبه، سایت اینترنتی این گروه از این واقعه به عنوان "شهادت" رهبر سابق خود نام برد و هشدار داد که به اقدامات تلافی جویانه دست خواهد زد.
در روزهای اخیر، منابع خبری داخلی ایران به نقل از مقامات قضایی و امنیتی ایران از محاکمه هشت تن از اعضای جندالله به اتهام هایی مشابه اتهامات عبدالمالک ریگی و همچنین مراجعه چند صد نفر به "کمیسیون اعطای امان نامه در سیستان و بلوچستان" خبر داده اند.
به گفته آنان، با اعدام رهبر جندالله، بازداشت و محاکمه اعضای ارشد گروه و ابراز ندامت شمار قابل توجهی از اعضای آن، این سازمان از میان رفته و دیگر توان اجرای عملیات دیگری را ندارد.
فارس: رئیس سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر گفت: طرح انتخاب همسریابی ویژه دانشآموزان دختر دوره پیشدانشگاهی با ارائه نحوه صحیح ازدواج از نظر اسلام تصویب شد.
محمد حاجیزاده ظهر امروز در حاشیه نشست شورای مشورتی استانهای جنوبی کشور اظهار داشت: در نشست شورای مشورتی ادارات کل آموزش و پرورش استانهای جنوبی شامل فارس، خوزستان، هرمزگان، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر که روز سهشنبه در بوشهر برگزار شد، 10 طرح به تصویب رسید. وی افزود: طرح بصیرت فرهنگیان تحت عنوان بصیرت خواص، بصیرت ویژه اعضای اتحادیه انجمنهای اسلامی مدارس، عفاف و حجاب برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی و آموزش مدرسه زندگی ویژه دانشآموزان از جمله این طرحها است.
رئیس سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر طرح شناسایی دانشمندان نوجوان ویژه دانشآموزان مقطع راهنمایی را یکی دیگر از طرحهای تصویبی معرفی کرد و گفت: در قالب این طرح دانشآموزان نخبه شناسایی و وارد مرکز علمی، تکنولوژی و صنعتی میشوند و پس از بازدید کنفرانسی را در حضور مسئولان ارائه میدهند. حاجیزاده طرح تکریم از پیشکسوتان آموزش و پرورش و برنامهریزی برای کنکور سال آینده را از دیگر موارد تصویبی در این نشست مشورتی ذکر کرد.
وی بیان داشت: همچنین طرح پوشش سالم و ارزنده ویژه دختران دانشآموز و زنان فرهنگی از نظر رنگ و مدل نیز مورد بررسی قرار میگیرد و برای اول مهر ماه تصمیمگیری میشود. رئیس سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر اضافه کرد: همچنین علاوه بر محورهای یاد شده موضوع نحوه استخدام نیروهای حقالتدریس اعم از شاغل و آزاد و راهاندازی و تاسیس مجتمعهای آموزشی و پرورشی در تمام روستاهای این استانها نیز تصویب شد.
حاجیزاده طرح شناسایی و تقویت کلاسهای برگزیده ویژه دانشآموزان ابتدایی را یکی دیگر از طرحهای تصویبی در این نشست ذکر کرد و عنوان داشت: در این طرح فوق برنامهای برای همه دروس در نظر گرفته شده و دانشآموزان باهم به رقابت میپردازند و بعد از آن در هر پایه تعداد پنج کلاس شناسایی میشوند و با توجه به ارزیابیها مشخص میشود که در هر شهر کدام درس بهتر ارائه شده است.

یک موسسه مطالعات اقتصاد بین المللی در گزارشی از وضعیت صنایع نفت و گاز ایران پیش بینی خود را از تحولات احتمالی در این بخش طی 10 سال آینده ارایه کرده است .
مرکز " بین المللی بیزنس مانیتور" ( BMI = Business Monitor International ) در لندن ، در گزارش اخیر خود از وضعیت رشد عرضه و تقاضا در بازار جهانی انرژی ، وضعیت کشورمان را در 5 سال آتی این بازار پیش بینی کرده است که برخی آمارهای اعلام شده در گزارش این مرکز در پی می آید :
- ایران تا سال 2014 بیش از شانزده درصد از عرضه نفت خاورمیانه را بر عهده خواهد داشت .
- عراق و پس از این کشور قطر بیشترین پتانسیل افزایش ظرفیت تولید نفت را در 5 سال آینده در منطقه دارند .
- ایران در سال 2009 حدود 33درصد از کل گاز مصرفی در منطقه خاورمیانه را مصرف کرده است در حالی که در همین سال کمتر از 29 درصد از گاز تولیدی منطقه را تولید کرده است . پیش بینی می شود ایران تا سال 2014 قریب به 32 درصد از عرضه گاز خاورمیانه را در اختیار بگیرد .
- پیش بینی می شود تا سال 2014 قیمت سبد نفتی اوپک به بالای 90 دلار در هر بشکه برسد .
- رشد اقتصادی ایران در سال 2009 در حدود 1 درصد بوده است .
- پیش بینی می شود رشد اقتصادی ایران در سال 2010 به رقم 2.1 درصد برسد
- پیش بینی رشد اقتصادی برای ایران در فاصله سال های 2011 تا 2014 حدود 3 درصد است .
- تقاضای نفت در بازار داخلی ایران از رقم یک میلیون و ششصد و ده هزار بشکه در روز در سال 2009 به رقم یک میلیون و نهصد و بیست هزار بشکه در سال 2014 خواهد رسید .
- پیش بینی می شود تولید نفت ایران از رقم 4 میلیون و صدونود هزار بشکه در سال 2009 به رقم 4 میلیون و سیصد و هشتاد هزار بشکه در سال 2014 برسد .
- پیش بینی می شود رقم مصرف داخلی نفت در ایران از 1 میلیون و ششصد و ده هزار بشکه در سال 2009 به رقم 1 میلیون و نهصد و بیست هزار بشکه در سال 2014 می رسد .
- تولید گاز ایران از رقم 121 میلیارد متر مکعب در سال 2009 به رقم 210 میلیارد متر مکعب در سال 2014 می رسد .
- مصرف گاز ایران طی همین دوره از رقم 120 میلیارد متر کعب به رقم 152 میلیارد متر مکعب می رسد .
دنیای اقتصاد: آمار اعلام شده از سوی گمرک در سومین ماه سال جاری از رشد واردات خودرو حکایت دارد این در شرایطی است که برخلاف واردات طی مدت زمان مذکور صادرات با افت همراه بوده است؛ به طوری که بر اساس آمار اعلام شده از سوی گمرک در سه ماه ابتدای سال جاری واردات خودرو به لحاظ تعداد رشد 40/216 درصدی را تجربه کرد، اما صادرات خودرو در مدت زمان مذکور با کاهش 13/25 درصدی همراه بوده است.
بر اساس آمار اعلام شده از سوی گمرک خودروسازان در حالی در سه ماه ابتدی سال جاری افت صادرات را تجربه کردند که طبق آییننامه ارتقای کیفیت خودروهای داخلی، از این پس مجوز شمارهگذاری واحدهای خودروسازی متناسب با حجم صادرات آنها صادر خواهد شد و در صورتی که حجم صادرات خودروسازان در حد قابل قبول نباشد شمارهگذاری محصولات آنها متوقف خواهد شد. وابسته کردن شمارهگذاری به حجم صادرات در حالی است که خودروسازان از سال گذشته تاکنون کارنامه موفقی در صادرات خودروهای سواری نداشتهاند که این امر موجب می شود تا اجرای این بند از آییننامه با ابهاماتی مواجه شود.
از سوی دیگر، هرچند طی مدت زمان مذکور صادرات خودرو به لحاظ وزن، تعداد و ارزش با افت همراه بود، اما آمار ارائه شده نشاندهنده رشد قیمت خودروهای صادراتی در مدت زمان مذكور است، بهطوری که در دو ماه ابتدایی هر خودرو صادراتی با قیمتی معادل شش هزار و 411 دلار و 98 سنت صادر شده که رقم مذکور نشاندهنده رشد 92/9 درصدی ارزش هر یك از خودروهای صادراتی در سال جاری است.
رشد ارزش هر خودرو صادراتی هرچند این شائبه را به وجود میآورد که خودروهای صادراتی به لحاظ قیمت در بازار جهانی رشد را تجربه کردهاند، اما به گفته برخی از کارشناسان خودرو تفاوت به وجود آمده میان وزن و ارزش خودروهای صادراتی به دلیل تفاوت قیمت یورو به دلار بوده است؛ چراکه خودروسازان ناچار به خرید قطعات مورد نیاز به دلار و صادرات خودروهای تولیدی به یورو هستند که این امر رشد ارزش خودروهای صادراتی را به وجود میآورد، اما در مقابل قیمت بالای خودروهای صادراتی موجب میشود تا بازار صادراتی خودروسازان از دست برود.
از سوی دیگر و بر اساس آمار اعلام شده از سوی گمرک، در حالی واردکنندگان توانستند رشد واردات را در سه ماه ابتدای سال جاری تجربه کنند که ثبت سفارش خودروهای سواری طی مدت زمان مذکور متوقف بوده و با ورود به چهارمین ماه سال نیز زمان آغاز ثبت سفارش همچنان نامشخص است با این شرایط خودروهای وارد شده به کشور در واقع در روزهای آخر سال گذشته ثبت سفارش شدهاند.
رشد 216 درصدی واردات
بنا بر آمار رسمی گمرک جمهوری اسلامی ایران، واردات خودرو به کشور در دو ماه ابتدایی سال جاری و در مقایسه با مدت مشابه سال قبل از آن، از لحاظ تعداد رشد 40/216 درصدی را تجربه کرد، به طوری که طی این مدت در مجموع 12 هزار و 814 دستگاه انواع خودروهای خارجی وارد کشور شده که در مقایسه با واردات چهار هزار و 50 دستگاه خودرو در سال گذشته میتوان گفت که واردات خودرو رشد چشمگیر را طی دو ماه ابتدایی سال جاری تجربه کرده است. ارزش کل خودروهای وارداتی به کشور نیز در سه ماه ابتدایی سال جاری، 224 میلیون و 98 هزار دلار بوده که در مقایسه با ارزش 80 میلیون و 87 هزار دلاری خودروهای وارداتی در سال گذشته میتوان گفت خودروهای وارداتی در سال جاری به لحاظ ارزش نیز رشد 94/202 درصدی را تجربه کردهاند.
مابقی خبر را در ادامه مطلب دنبال کنید

ایلنا: تاسیسات برق كشور به دلیل رشد قابل توجه مصرف و بالا بودن دمای هوا در معرض خطر جدی قرار دارد.
مدیر كل دفتر تولید شركت توانیر ضمن اعلام مطلب فوق افزود: مصرف برق در روزهای اخیر به دلیل گرمای شدید هوا بسیار بالاست و تداوم این روند تاسیسات برق كشور را در معرض خطر جدی قرار میدهد.
حسن منصوری گفت: ما از مردم میخواهیم كه در این وضعیت به كمك ما بیایند. این گرما كه در طول هفتاد سال گذشته بیسابقه بوده است مانند سیل و زلزله میماند و باید حتما برای رفع مشكل و مدیریت بحران اقدام كرد و اقدامات بدون كمك مردم هیچ ثمری ندارد.
او افزود: دمای هوا دیروز در شهر خوی كه شهر بسیار خوش آب و هوایی است 43درجه گزارش شده است. در یزد در ساعات پایانی روز دمای هوا به 47درجه رسیده و این وضعیت نشان میدهد كه ما در یك تابستان عادی قرار نداریم.
او میزان مصرف برق در روز گذشته را 40 هزار و 700 مگاوات اعلام كرد و گفت: میزان مصرف برق در گرمترین روز مرداد ماه سال قبل 37 هزار و 500 مگاوات بوده است كه این آمار نشان دهنده رشد 8.5 درصدی است.
اوادامه داد: مصرف برق در تهران كه بیش از حد بالا رفته و حتی آمار رشد 30 درصدی نیز اعلام شده است.
شركت توانیر در نظر دارد بزودی اطلاعیهای منتشر كند و همكاری مردم را طلب كند چرا كه با این وضعیت همه تاسیسات ما در معرض خطر است.
او در توضیح این مطلب افزود: دمای هوا به حدی بالاست كه روغن درون ترانسها جوش میآید. مردم باید قبول كنند كه در این موقعیت بحرانی به ما كمك كنند. مصرف آب نیز به دلیل پمپاژ مصرف برق را در پی دارد.
او در پاسخ به این سئوال كه توان تولید برق در كشور در چه حدی است، گفت: ما در بخش تولید كمبودی نداریم اما تجهیزات ما توان پاسخ دادن به این حجم مصرف را ندارد. ما در سال جاری با مدیریت صنایع و طبق توافقاتی كه با این بخش انجام دادیم و زمان بندی تعطیلات تابستانی كارخانهها توانستهایم 2هزار مگاوات مصرف برق را با مدیریت كاهش دهیم. به عبارت دیگر اگر این اتفاق نمیافتاد الان مصرف برق كشور به 42 هزار و 700 مگاوات میرسید كه فعلا به دلیل همكاری كارخانهها و صنایع چنین اتفاقی رخ نداده است اما تامین همین میزان برق مصرفی كه از 40 هزار مگاوات فراتر رفته برای ما مشكل ساز است.
او در توضیح علت قطع مكرر برق در برخی نقاط تهران در روز گذشته گفت: وقتی بار شبكه افزایش مییابد برخی پستها طبیعتا از مدار خارج میشوند و قطعی برق پیش میآید.
او گفت: مردم توجه كنند كه همان طور كه در زمان زلزله و سیل و ... كشور نیازمند همیاری و همكاری جمعی است برای مدیریت این گرما نیز نیاز به همكاری مردم احساس میشود.
افراد ناشناس ، نام خیابانی در کویت را از الخلیج العربی به الخلیج الفارسی تغییر دادند ؛ خیابان الخلیج العربی از مهمترین خیابان های شهرکویت است که در منطقه السالمیه قرار دارد.
به نقل از روزنامه کویتی الرای پس از این اتفاق، نیروهای امنیتی بسیج شده اند تا کسی که نام اصلی خلیج فارس را جایگزین نام جعلی اش کرده شناسایی و دستگیر کنند.
براساس این گزارش، مردم با تابلوی بزرگ نام خیابان روبه رو شدند که عبارت الخلیج العربی به الخلیج الفارسی تغییر یافته بود.
نیروهای امنیتی کویتی در کنار تابلوی تغییر نام یافته مستقر شده و دور آن را حصار امنیتی ایجاد کردند.
این ماجرا به حدی برای نیروهای کویتی بغرنج بود که موضوع را بلافاصله به معاونان امنیتی و عملیات وزیر کشور گزارش کردند و خواستار کسب دستور شدند
همچنین واحدهای کشف هویت نیز در منطقه حاضر شدند تا بلکه با برداشتن اثر انگشت بتوانند عامل تغییر نام این خیابان را پیدا کنند.
منابع امنیتی کویت می گویند عامل نوشتن این عبارت با استفاده از نبود نیروهای امنیتی و پلیس در این خیابان، به این کار اقدام کرده است. پس از این اتفاق، یک گشت ثابت امنیتی در این خیابان مستقر شده است تا از تکرار این حادثه جلوگیری شود.
این رویداد به حدی برای کویتی ها گران آمده که آنها را به واکنش کشانده است.
"نواف الفزیع " فعال سیاسی کویتی در گفت وگو با العربیه این موضوع را با تاکیدهای ایران بر فارسی بودن خلیج فارس مرتبط می داند و می گوید: می توان پیش بینی کرد که چنین اتفاقی در تمامی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که هواداران ایران در آنها زندگی می کنند ممکن است رخ دهد.
"ابراهیم الهدبان" استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت نیز می گوید: این که این موضوع توسط وزارت کشور بررسی می شود می توان پی برد که این موضوع با حساسیت بسیار بالایی پیگیری می شود و نمی توان در این باره به اظهار نظر پرداخت. به ویژه که برخی تلاش می کنند این موضوع را به گرایش های شیعیان کشورهای جنوب خلیج فارس به کشورهای خود یا به ایران مرتبط کنند و هر احتمالی در این باره وارد است.
وی اضافه می کند: تغییر نام خیابان را می توان در چارچوب بازی های کودکانه دانست اما اگر غیر از این باشد در آن صورت می بایست جور دیگری اظهار نظر کرد.
"عبدالله حیدر" از روزنامه نگاران کویتی هم در این باره گفت : می بایست با حساسیت بالا با این موضوع به تعامل پرداخت. این اقدام تغییر نام می بایست جدی گرفته شود. برخی به دنبال آن هستند که از این طریق حساسیت طرف مقابل را امتحان کنند و واکنش کویت را بسنجند.
وی افزود: همراه با گسترش و تقویت دموکراسی در کویت برخی می خواهند بگویند که ما هم هستیم و موضوع عربی بودن خلیج فارس می بایست پایان یابد.
در همین ارتباط "فیصل الدویسان" نماینده پارلمان کویت گفت: اگر هر فردی درباره این نام دیدگاهی داشته باشد می تواند برای تایید نظر خود دلایل علمی ارائه کند به شرطی که در چارچوب قانون و رویه های قانونی باشد.
ولید طباطبایی نماینده افراط گرای پارلمان کویت نیز در همین ارتباط در مطلبی در روزنامه کویتی الوطن با عنوان " خیابان الخلیج ... فارسی" نوشت: چند روز پیش از این شخص مجهولی تابلویی را با نام خلیج فارس در خیابان خلیج عربی نصب کرد. این خیابان به صورت مشخص انتخاب شد زیرا از مهمترین خیابان های پایتخت است و ارزش نمادین دارد.
وی در ادامه مطلب خود، فاش می کند که پیش از این نیز نظامیان کویتی در پایگاه نظامی "السور" ارتش کویت صبح هنگام متوجه می شوند که پرچم ایران بر فراز یکی از اتاق های این پایگاه نصب شده است و در این ارتباط سه نفر بازداشت و همگی آنها از ارتش اخراج شدند.
طباطبایی در مطلب خود ایران را نیز متهم می کند سایت های و رسانه هایی را برای تفرقه افکنی راه اندازی کرده است و ایران از طریق این اقدامات هدف دار به دنبال آزمایش فضای کویت است تا این کشور نیز به مانند جنوب عراق تحت حاکمیت ایران تبدیل شود و خدای ناکرده این بار هم کویت به عنوان استان نوزدهم نه برای عراق صدامی بلکه برای ایران صفوی تبدیل شود.
این نماینده کویتی همچنین با انتقاد از دولت کویت ابراز نگرانی کرده است که سازمان های اطلاعاتی - امنیتی کشورش نتوانند به خوبی در برابر آنچه که او آزمایش های ایرانی می خواند، پاسخ مناسب دهد.

در حالی که رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به کشورهای همسایه رویکردی صلح آمیز و همکاری جویانه بوده است، اما برخی از کشورهای همسایه در مقابل حسن نیت ایران، محاسبات اشتباه داشته و گویا این حسن نیت را به نوعی ترس و نگرانی برای خود ترجمه کرده اند و هر از گاهی اقدامات و مواضعی خصمانه اتخاذ کرده اند.
به گزارش "تابناک" نشریه آتلانتیک با اعلام خبری نوشت: سفیر امارات متحده عربی در آمریکا در جشنواره ایده ها (Ideas festeval)در ایالت کلورادو آمریکا در پاسخ به سئوالی درباره نظر این کشور در مورد حمله نظامی به ایران به خاطر مساله هسته ایش پاسخ داده است که ما مطمئنا با حمله نظامی به ایران موافق هستیم.
وی افزوده است: ما یقینا و مطمئنا با حمله نظامی موافق هستیم. ما بسیار بیشتر از شما در معرض خطر هسته ای ایران هستیم.
یوسف العطیه همچنین ادامه داده است: آمریکا 7000 مایل و به اندازه دو اقیانوس از ایران فاصله دارد و تهدید هسته ای ایران خطری برای قاره آمریکا نیست و اگرچه ممکن است تهدید ایران دارایی های آمریکا را در خاورمیانه، فرایند صلح، توازن قوا و هر چیز دیگر را به خطر اندازد، اما برای مردم و کشور آمریکا تهدید مستقیمی نیست.
وی افزوده است: امارات متحده عربی کشوری است که بیشترین تهدید را از جانب ایران احساس می کند و خواب و خوراک مردمان این کشور با تهدیدات ایران عجین شده است و علاوه بر این تمام طرح های نظامی امارات و تجهیزات نظامی این کشور برای مقابله با تهدید ایران فراهم شده است و هیچ کشوری در منطقه به جز ایران، مردم امارات را تهدید نمی کند.[!!]
این اظهارات در حالی است که سفیر اماراتی در مصاحبه با واشنگتن تایمز، احتیاط بیشتری نموده و در آنجا نیز اگر چه گفته است با حمله به ایران موافق است، اما با زیرکی و ضمن پیش کشیدن این بحث که ما بابت حمله یک کشور دیگر به کشور مسلمانی چون ایران خوشحال نخواهیم شد، به بررسی و هزینه ـ فایده این حمله پرداخته و به شورش ها و آشوب های پس از این حمله احتمالی اشاره کرده است.
به نظر می رسد بحثی که چندی پیش در محافل نظامی آمریکا مطرح شد و آن عدم حمایت از حمله نظامی اسرائیل به ایران و در عوض حمایت از نوعی درگیری بین امارات با ایران بود، به تدریج زوایای پنهان خود را آشکار می کند و ممکن است به زودی این تغییر رویکرد آمریکا و تغییر استراتژی در برخورد با ایران را در جبهه امارات مشاهده کنیم، به وِیژه آنکه معمولا در این گونه موارد، حداقل استفاده محافل راهبردی غرب، سنجش افکار عمومی و تست آستانه تحمل داخلی است.
علاوه بر این باید گفت اعراب همواره در طول این سی سال، توجیه خرید سلاح های هنگفت خود را تهدید ایران دانسته اند و هر از گاهی چنین توهماتی را مزمزه کرده اند.
تبلیغات